خرید بک لینک
زن، به عنوان نيمى از بشريت و عضوى جدّى و غيرقابل چشم پوشى در كانون بزرگ جامعه انسانى و نيز به عنوان يكى از دو ركن پديدآورنده بنيان خانواده، در طول تاريخ، داورى هاى گوناگونى را نسبت به خود ديده است و شرايط بسيار ناهمگون و نامساعدى را پشت سر نهاده است.
نگاهى گذرا به تاريخ چنين مى نمايد كه زن در بيشتر مقاطع و در بيشتر جوامع از نوعى محروميّت رنج برده است و حقوق انسانى او تحت سلطه و سيطره مردان و فرهنگ مردسالارى تضييع شده است.
اين برداشت، اگر همه جانبه و دقيق نباشد، امّا با آنچه رخ داده است يكسره ناسازگار نيست. چنان كه مانند اين تضييع حقوق را در مورد كودكان و نيز طبقات ضعيف اجتماعى نيز مى توان مشاهده كرد. و چه بسا بتوان ادّعا كرد، ستمى كه بر صالحان و مصلحان و پيامبران و دادخواهان حقوق انسان در تاريخ بشر رفته است، بيشترين و طاقت فرساترين بوده است، امّا نمى توان از نظر دور داشت كه هركدام از اين ستمديدگى ها دلايل خاص خود را داشته است.
اگر بخواهيم عوامل تأثيرگذار بر حقوق زنان در جوامع بشرى را به اجمال مورد توجّه قرار دهيم، بخشى از آنها در زمره عوامل طبيعى و برخى در قلمرو شرايط اجتماعى و كاركردى جاى مى گيرد و بعضى به باورها و انگاره هاى فرهنگى باز مى گردد.
تحقيق درباره اين عوامل و سهم هريك در شكل گيرى حقوق انسانى و اجتماعى زنان، خود نياز به پژوهشى جداگانه دارد و ما در اين نوشته تنها درصدد اين هستيم كه موضوع حقوق زن را در آثار استاد مطهرى(ره) مورد بررسى قرار دهيم، آن هم از زاويه استنادهاى ايشان به قرآن و باورهاى وحيانى، چرا كه آيات قرآن و نظريه هاى اسلامى در زمينه شخصيت و حقوق زن، خود تشكيل دهنده فرهنگ يا بخش مهمّى از فرهنگ جوامع اسلامى است.
چنان كه اشاره شد، شرايط اجتماعى و فرهنگى از جمله عوامل مهمّ رويكرد به حقوق زن و نوع نگرش و پردازش به آن است، و اين امر سبب شده است تا موضوع (حقوق زن) در عصر حاضر با توجّه به دگرگونى هاى مهمّ اجتماعى و فرهنگى با شدّت و جدّيت بيشترى مطرح شود، و گاه با (فمنيسم) به نگرش ها و اظهارنظرهاى افراطى بينجامد!
در اين فضاى پرتحوّل كه بيشتر ابعاد زندگى و فرهنگى و روابط انسانى و اجتماعى دستخوش تغييرات و تجديدنظرهاى بنيادى قرار گرفته است، بى ترديد نگاه عطشناك و تحوّل طلب و انتقادگر نسل حاضر متوجّه آموزه هاى دينى و قرآنى نيز شده است و تلاش مى كند تا پاسخ پرسش هاى زير را بيابد:
1. از ديدگاه قرآن، زن چگونه موجودى است؟
2. آيا زن از جهت شرافت و حيثيّت انسانى با مرد برابر است؟
3. دين براى زن و مرد، يك نوع حقوق و وظيفه و يا كيفر قرار داده يا تبعيض و تفاوت قائل شده است؟
4. آيا وضع قوانين نسبت به زن و مرد يكسان و مشابه است؟
5. نگرش دين به زن، نگرشى همراه با تكريم است يا تحقير؟
6. آيا وضع مقررات ويژه اى مانند مهريه، وجوب نفقه زن بر مرد، حق مرد در طلاق، نصف بودن ارث زن، جواز تعدّد زوجات براى مردان، شهادت دو زن به جاى يك مرد، رياست خانوادگيِ مرد، حق حضانت كودك و… نشانگر نگاه دين به زن به عنوان موجودى ضعيف تر و پايين تر نيست و اين تفاوت ها اهانت به زن و تضييع حقوق او نيست؟
7. حضور كم رنگ زن در عرصه هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى و قرار گرفتن او در حجاب و عفاف، مانع دست يابى او به حقوقش نيست؟
اين بحث ها در زمان مرحوم شهيد مطهرى مطرح بوده است، امّا نه به اندازه امروز كه گروه هاى فمنيست تلاش هاى جدّى دارند و تشكل هايى را پديد آورده اند كه زنان را به گزينش صفات مردانه تشويق مى كنند، و سعى در جايگزينى زن به جاى مرد در همه عرصه ها دارند، و براى دست يابى به برابرى زن و مرد خواستار تجديد ساختار جامعه شده اند، زيرا نظام كنونى جامعه به گمان آنها حاصل قرن ها تسلط مردانه است. اينان خواستار نابودى گرايش ها و پندارهاى سنّتى هستند و راه حلى كه براى احقاق حقوق زن پيشنهاد مى كنند، يك نوع راه حل ضدّدينى است كه بايد هرگونه توصيه اى كه دين، طبيعت، سنّت يا خانواده ارائه مى دهد در آن ناديده گرفته شود.
بدون شك همان گونه كه در گذشته ديدگاه هاى مردسالارى و تحقيرآميز نسبت به زنان، به زيان هم مردان و هم زنان انجاميده است، باورهاى افراطى فمنيسم با ايده زن سالارى و زن مدارى نيز بيش از پيش به زيان زن و مرد خواهد بود. نگرش متعادل قرآن، نه آن تفريط را برمى تابد و نه اين افراط را، از نظر قرآن زن و مرد در انسانيّت برابرند، ولى از دو گونه خصلت برخوردارند. اين دوگانگى از ساختار جسمانى و عاطفى آن دو سرچشمه گرفته است، همان گونه كه آزادى و برابرى انسان ها از طبيعت آنها الهام گرفته، دوگانگى كارآيى و وظايف آنها نيز از ساختمان وجودى آن دو ريشه يافته است و به تعبير استاد مطهرى:
(زن و مرد دو ستاره اند در دو مدار مختلف، هركدام بايد در مدار خود و فلك خود حركت كند… شرط اصلى سعادت هريك از زن و مرد و در حقيقت جامعه بشرى، اين است كه دو جنس هريك در مدار خويش به حركت خود ادامه دهند. آزادى و برابرى آن گاه سود مى بخشد كه هيچ كدام از مدار و مسير طبيعى و فطرى خويش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتى آفريده قيام برضدّ فرمان فطرت و طبيعت است نه چيز ديگر.)1
از نظر استاد، اسلام با تعاليم آسمانى خود احياگر حقوق زن است، به ويژه قرآن در عصر نزولش گام هاى بلند و اساسى را به سود زن و حقوق او برداشت، ولى هرگز در اين ميان زن بودنِ زن و مردبودن مرد را ناديده نگرفت، بلكه زن را همان گونه ديد كه در طبيعت هست. زن در قرآن همان زنِ در طبيعت است. كتاب تشريع (قرآن) با كتاب تكوين (طبيعت) يك برداشت را ارائه كرده اند. اوج سخن از حقوق زن در قرآن، همين انطباق و هماهنگى است.

زن و مرد، داراى حقوق برابر يا همانند

ييكى از پرسش ها يا اشكال هايى كه بر نگرش حقوقى قرآن نسبت به زن شده اين است كه:
(اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مى دانست حقوق مشابه و مساوى با مرد براى او وضع مى كرد، لكن حقوق مشابه و مساوى براى او قائل نيست. پس زن را يك انسان واقعى نمى شمارد.)2
براى پاسخ دادن به اين اشكال، نخست بايد ديد كه آيا همسانى زن و مرد در حيثيّت انسانى و برابرى آنها از جهت انسانيّت و حقوق، به معناى تشابه و يك نواختى آنها در حقوق است، يا تساوى امرى غير از تشابه است.
استاد مطهرى در اين باره مى نويسد:
(تساوى غير از تشابه است، تساوى برابرى است و تشابه، يك نواختى; ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى (از جهت ارزشى) ميان فرزندان خود تقسيم كند، امّا به طور متشابه تقسيم نكند. مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت خانه داشته باشد و هم ملك مزروعى و هم مستغلات تجارى، ولى نظر به اينكه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده است، در يكى ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را تقسيم كند، با در نظرگرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد، به هركدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلاً آزمايش استعداديابى آن را مناسب يافته است.)3
وى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در همه موارد ميان حقوق مردان و زنان همانندى نيست و در برخى موارد تفاوت ديده مى شود، به طور گسترده و در ضمن چند محور زير بحث را پى گرفته و در پرتو آيات قرآن بررسى كرده است:
1. جايگاه زن در آفرينش
2. تفاوت هاى طبيعى در آفرينش زن و مرد.
3. فلسفه ناهمانندى حقوق و وظايف زن و مرد.

الف: جايگاه زن در آفرينش

به نظر استاد مطهرى، قرآن با تفسير آفرينش، زيربناى مقررات امور اجتماعى از قبيل مالكيّت، حكومت، حقوق خانوادگى و… را بيان داشته است.
قرآن كريم برخلاف ديگر منابعى كه امروز به عنوان كتب آسمانى معرفى شده اند، سرشت و خلقت نخستين زن را احترام آميز مى داند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است.
قرآن با كمال صراحت در آيات متعدّدى مى فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده ايم:4
(ياايها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً…) نساء / 1
اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، آن كه شما را از يك نفس (جنس) آفريد و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسيار پديد آورد.
ييعنى آفرينش انسان چه مرد و چه زن از يك جنس و به يك گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گل) آدم آفريده است. جنس آدم و حوّا يكى است و آفرينش آن دو از خاك است. در آيات ديگر نيز به صراحت اشاره شده كه زن و مرد در آفرينش يكسانند و هيچ يك بر ديگرى امتيازى ندارند.
اين درحالى است كه تورات موجود، زن را از ماده اى حقيرتر از سرشت مرد، معرفى كرده است و معتقد است كه وجود زن، طفيلى وجود مرد است و از دنده چپ مرد آفريده شده است:
(خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا جفت و يكى از دنده هايش را گرفت و گوشت جايش پر كرد. و خداوند خدا آن دنده را از آدم گرفته بود، زنى بنا كرد و وى را به نزد آدم آورد.)5
امّا در قرآن چنين امتيازى ميان زن و مرد ديده نمى شود، چنان كه در سوره زمر به آفرينش همانند و يگانه زن و مرد اشاره مى كند و تفاوتى يا امتيازى ويژه براى زن يا مرد قائل نيست:
(خلقكم من نفس واحدة ثمّ جَعَلَ منها زَوجها…) زمر / 6
شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد.
در سوره اعراف نيز مى خوانيم:
(هو الّذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن اليها…)
اعراف / 189
اوست كه همه شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد تا به او آرامش يابد.

زن و مرد، داراى سرشتى يگانه

قرآن براى تمام انسان ها، چه زن و چه مرد، شخصيّت و فطرت مشتركى را قائل است و خميرمايه اوليّه آنها را در آفرينش يكسان مى داند.
(فأقم وجهك للذين حنيفاً فطرت الله الّتى فطر النّاس عليها…) روم / 30
به يكتاپرستى روى به دين آور. سرشتى است كه خدا همه مردم را بدان سرشت آفريده است.
در آثاراستاد مطهرى، فطرت يا سرشت (حالت خاص و نوع خاص از آفرينش) است، و به عبارت ديگر، گونه خاصى است از ساختار خلقى، سرشتى و سمت و سويى كه انسان در آغاز آفرينش خود و پيش از قرارگرفتن در شعاع تأثير عوامل تربيتى، تاريخى، اجتماعى و جغرافيايى دارد.6
در داستان پررمز و راز آفرينش آدم، زن و مرد هر دو با يك مقام در بهشت نخستين استقرار يافته و از نعمت هاى آن بهره مند بوده اند. در هبوط، توبه، مقام قرب، هم سخنى با خداوند، هم سنگرى در برابر شيطان، همگونى در خلافت الهى و… با يكديگر مشتركند. اين همسانى زن و مرد در قصّه آدم و حوّا، ديدگاه قرآن را نسبت به زن آشكار مى سازد كه در آفرينش تفاوتى ميزان زن و مرد نيست.
ولى با كمال تأسّف آنچه در ديگر كتب آسمانى به عنوان وحى آسمانى باقى مانده ـ كه از ديدگاه ما تحريف شده و خلط يافته است ـ زن را مايه گمراهى و گناه معرفى كرده است، چنان كه در تورات مى خوانيم:
(و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا، پس از ميوه اش گرفته بخورد، و به شوهر خود نيز داد و او خورد… خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت كجا هستي… آيا از آن درختى كه تو را قدغن كردم كه آن را نخورى خوردى. آدم گفت اين زنى كه قرين من ساختى وى از ميوه درخت به من داد و خوردم… به آدم گفت چون كه سخن زوجه ات را شنيدى و از آن درخت خوردى كه امر فرموده گفتم از آن نخورى پس به سبب تو زمين ملعون شد.)7
استاد مطهرى در نقد اين نگرش بدبينانه و تحقيرآميز مى نويسد:
(يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است، از وجود زن شرّ و وسوسه برمى خيزد، زن شيطان كوچك است، مى گويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده اند زنى درآن دخالت داشته است، مى گويند مرد در ذات خود از گناه مبرّا است و اين زن است كه مرد را به گناه مى كشاند، مى گويند شيطان مستقيماً در وجود مرد راه نمى يابد و فقط از طريق زن است كه مردان را مى فريبد، شيطان، زن را وسوسه مى كند و زن، مرد را….)8
قرآن داستان آدم و حوّا را در موارد گوناگون بيان كرده، امّا هرگز سخن از شيطان بودن زن يا وسيله گناه بودن او به ميان نياورده است، بلكه معتقد است هريك از مرد و زن اگر گناهى مرتكب شوند، خود مسوٌول كردار خودشان شناخته شده اند.
(قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطانى را به ميان مى كشد، ضميرها را به شكل (تثنيه) مى آورد، مى گويد: (فوسوس لهما الشيطان)، شيطان آن دو را وسوسه كرد. (فدلاّهما بغُرور)، شيطان آن دو را به فريب راهنمايى كرد، (وقاسمهما انّى لكما من الناصحين)، يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خيرآنها را نمى خواهد.)9
چنان كه ملاحظه مى شود، قرآن زن را از باورهاى رايج و بدبينانه آن زمان تبرئه كرد و او را از اينكه عنصر گناه و عامل انحراف مرد يا دست نشانده شيطان باشد مبرّا دانست.

دست يابى زن به كمالات معنوى، همانند مرد

ييكى ديگر از نظريات تحقيرآميز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و اديان تحريف شده، آن بود كه زن از جهت توانايى هاى معنوى و روحانى ضعيف است و نمى تواند به مراتب عالى معنوى راه يابد و به مقام قرب الهى برسد! امّا در ديدگاه قرآن كريم تفاوتى ميان زن و مرد در امكان پيمودن راه هاى قرب الهى و كسب مقامات عاليه اخروى نيست، و در اين ميان جنسيت دخالت ندارد. چه زن و چه مرد، هريك كه خردمندانه و در فرصت حيات دنيايى به شايستگى عمل كند، در آخرت نيز پاداش هاى بزرگ و مقامات عالى را به دست مى آورد. استاد شهيد در اين باره مى نويسد:
(قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيّت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدّيسى از يك زن بزرگ و قدّيسه ياد مى كند، و از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايست براى شوهران شان ذكر مى كند، از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است، گويى قرآن خواسته است درداستان ها توازن را حفظ كند و قهرمانان داستان ها را منحصر به مردان ننمايد.)10
در تاريخ قرآن و داستان هايى كه آيات الهى بيان مى دارند، مادر حضرت موسى و نيز مادر حضرت عيسى به مقامى مى رسند كه بدانها وحى مى شود و ملائكه با آنها سخن مى گويند. حضرت مريم به جايى مى رسد كه از غيب، مواهب الهى به او روزى مى رسد و بر خانِ معنويت و كمالات الهى مى نشيند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت: 19:09

اسلام چيزهايى را به عنوان حق زن دانسته و چيزهايى را حق او ندانسته، وى را از آن محروم كرده است، كه هيچ كدام با ماهيت زن سازگار نيست. مثلاً گرفتن دستمزد بابت كار در خانه را جزو حقوق زنان به حساب آورده است در حالى كه زنان به طور طبيعى آن را جزء حقوق خود محسوب نمى كنند، تا به دنبال دست يابى آن باشند. اما از سوى ديگر اسلام زن را از چيزهايى مانند حق تحصيل، خروج از منزل منع كرده است. در حالى كه تحصيل دانش، راه كسب كمال است، و رسيدن به كمال، حق طبيعى هر انسانى است و نمى تواند زن را از آن محروم و يا منوط به اجازه ديگران كرد.

در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:

الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.

ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟

پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛

ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.

د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.

فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.

احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت: 19:09

از جمله ديدگاه هاى منفى كه در جوامع بشرى نسبت به زن مطرح بوده، اين است كه اساساً آفرينش زن طفيل وجود مرد است، زن آفريده شده است تا نيازهاى مرد را برآورده سازد و به همين نسبت ارزش گذارى و منزلت اجتماعى زن در مقايسه مرد، فرعى و حاشيه اى به حساب مى آيد!
امّا قرآن، هيچ يك از زن و مرد را فرع وجود ديگرى ندانسته است، بلكه هردو را در عرض هم و تكميل كننده يكديگر به شمار آورده است.
(هرگز نمى گويد زن براى مرد آفريده شده است، اسلام مى گويد هريك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند.)11
(… هنّ لباس لكم وأنتم لباس لهنّ…) بقره / 187
زنان زينت و پوشش مردان، و مردان نيز زينت و پوشش زنان هستند.
ييعنى زن و مرد يكديگر را از انحراف ها نگاه مى دارند، نارسايى هاى يكديگر را مى پوشانند و وسيله آسايش يكديگرند. از اين رو هريك زينت ديگرى به شمار مى آيد. اين تعبير آيه نهايت ارتباط معنوى زن و مرد و نزديكى و مساوات آنها را روشن مى سازد. همـان تعبير كه درباره مردان آمده درباره زنان نيز بدون كم و كاست آمده است.

وجود زن، مايه آرامش مرد

از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13

ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد

استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.

ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد

شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17

مهريه در نظام حقوق قرآنى

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت: 19:09

امکان کسب درآمد بیش از چندین هزار دلار در روز[/font]

آیا شما هم جز آن دسته از افرادی هستید که به کاری با کمترین میزان سرمایه گزاری و سودآوری بالا در دنیای مدرن می اندیشید؟

در این مقاله با ما همراه شوید. برای شما راه کارهای خوبی داریم تا مسیر ثروت مند شدن شما را هموار کنیم.

این روزها صحبت از معاملات ارزها کم و بیش برای همه آشناست. شرکتها و دولتها برای خرید و فروش کالا و خدمات خود در کشورهای خارجی نیاز به تبدیل و مبادله ارز خود با ارز کشور مربوطه دارند.
در حالتی دیگر وقتی جهانگردان قصد مسافرت به کشورهای دیگر را داشته باشند، برای خریدهای ضروری خود نیاز به تبدیل پول کشور خود به پول کشور مقصد را دارند و به همین ترتیب وقتی یک فرد یا یک بنگاه بخواهد در سایر کشورها سرمایهگذاری کند نیاز به پول خارجی ( پول رایج آن کشور ) دارد.


بعنوان مثال وقتی سرمایهگذاران اروپایی بخواهند از کشور آمریکا خریدی انجام دهند یا در آمریکا سرمایهگذاری کنند برای این منظور باید پولشان (یورو) را بفروشند و دلار آمریکا بخرند. البته حجم نسبتاً کوچکی از معاملات ارزی روزانه در بازارهای ارز به معاملات تجاری معمول و سرمایه گذاریها اختصاص مییابد و سایر معاملات ارزی توسط بانکها، تجار و معامله گران انجام میشود که جهت بدست آوردن سود است. معاملهگران با پیش بینی حرکت قیمت ارزها، باهدف کسب سود در معاملات اقدام به خرید و فروش ارزها مینمایند.


سوالی که ممکن است برای شما پیش آید این است که آیا من هم میتوانم جز معامله گران ارز باشم؟ آیا این شغل آنقدر سود و اطمینان دارد که کسی بخواهد به عنوان شغل اصلی به این فعالیت نگاه کند؟

به نظر میرسد فعالیت در این بازار به دلیل سهولت در انجام و کنترل کامل شخصی بر معاملات یکی از شغلهای جذاب و امن برای اکثر افراد است. تصور اینکه شغلی داشته باشید که رئیس آن خودتان باشید، در هرجا و هرمکان و هر زمان، بتوانید کارتان را انجام دهید و سود خوبی هم از بازار بگیرید بسیار وسوسهکننده است. برای شروع این کار تنها داشتن یک خط اینترنت و یک کامپیوتر یا لپ تاپ شخصی، تبلت و یا حتی فقط یگ گوشی هوشمند کفایت میکند. از نظر مالیاتی بسیار ساده و درآمد شما تحت تاثیر نوسانات اقتصادی داخلی قرار نمیگیرد و ارزش پول شما همواره حفظ میشود.

یکی از معاملهگران موفق نوشته است:
" آشنایی با این شغل لحظه ای بود که زندگی من تغییر کرد. این جا، جایی بود که توانستم روی پای خودم بایستم. برای اولین بار به درآمد مستقل و کنترل شده برسم و درآمدم بعد از مدتی فعالیت بیش از درآمد 10 کارمند شد.

من از زندگی یکنواخت کارمندی واقعا خسته شده بودم و اکنون از زندگی پرهیجان معامله گری جدا لذت میبرم. واقعا تمام احساسات هم در این کار هست. غم، شادی، عشق، نفرت."


البته بدیهی ست که برای انتخاب این کار به عنوان یک منبع درآمد، باید دانش و تجربه ی لازم را داشته باشید که ما تمامی آن را به رایگان از بهترین منابع در اختیار شما قرار خواهیم داد. میپرسید چرا؟ ما کارگزار بازار ارز هستیم. وقتی که شما یک معامله را انجام میدهید، به ازای هر معامله کمیسیونی به نسبت ارزش آن به کارگزار میپردازید و این منبع درآمد تجارت کارگزاری است.


نکته دیگر اینکه فقط انجام معاملات واقعی میتواند باعث شود رفته رفته به یک حرفهای تبدیل شوید. میتوانید با معاملات خیلی کوچک شروع کنید و همزمان با یادگیری و کسب تجربه، حجم معاملاتتان را بیشتر کنید.

بنابراین اگر کل کتابهای آموزشی را مطالعه کنید و در کل دورههای آموزشی نیز شرکت کنید ولی معاملهای انجام ندهید، احتمالا مهارت شما در معاملهگری رشد زیادی نخواهد داشت.

نظر شما چیست؟ آیا شما هم علاقهمندید از طریق معامله گری در بازار ارز بین المللی درآمد داشته باشید؟

لازم است بدانید که دوره حاضر به عنوان دوره مقدماتی برای شرکت در کلاسxadهای آنلاین آموزشی است که در آینده نزدیک برگزار شده و مبتنی بر سرفصلxadهای آموزشی آزمون «تحلیلxadگر تکنیکال خبره» یا Certified Financial Technician

- CFTe

– خواهدبود که توسط فدراسیون بینxadالمللی تحلیلxadگران تکنیکال – IFTA

– برگزار می شود. مدرک CFTe

معتبرترین مدرک حرفهxadای بینxadالمللی در حوزه تحلیل تکنیکال محسوب میxadشود.

در پایان این دوره شما یک گواهینامه شرکت در دوره آموزشی تجارت در بازارهای مالی را از کارگزاری پی سی ام دریافت میکنید و مجوز حضور در کلاسxadهای آنلاین دوره آموزشی مدرک CFTe

را نیز دریافت خواهیدنمود.

در صورتی که تمایل به دریافت اطلاعات بیشتر دارید فرم زیر را پر کنید. ما برای شما یک دوره وبینار آنلاین برگزار میکنیم و تمام سوالات و ابهامات شما در این زمینه را برطرف میکنیم. سپس با شما همراه خواهیم بود تا به مهارت های کافی در این زمینه دست یابید

.

برای شرکت در این دوره 50 دلار پرداخت میکنید که تا روز شروع دوره مهلت پرداخت آن را دارید. در پایان این دوره 50 دلار خود را به همراه 50 دلار هدیه از طرف کارگزاری پی سی ام در یک حساب معاملاتی دریافت میکنید. در واقع این دوره رایگان است و علاوه بر آن در پایان این دوره شما صاحب 100 دلار میشوید

.

مدرس دوره جناب آقای علی شریف آزاده، تنها ایرانی دارنده مدرک «تحلیلگر تکنیکال خبره

» CFTe و عضو پیوسته «انجمن تحلیلگران تکنیکال انگلستان

»STA می باشند

.

تاریخ شروع دوره اوایل اردیبهشت ماه 1395 می باشد. روز و ساعت دقیق آن را از طریق ایمیل و پیامک برای شما ارسال خواهیم کرد.

برای ثبت نام در دوره آنلاین آموزش تجارت در بازارهای مالی کلیک کنید.

[font=tahoma]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 21:09

اسلام چيزهايى را به عنوان حق زن دانسته و چيزهايى را حق او ندانسته، وى را از آن محروم كرده است، كه هيچ كدام با ماهيت زن سازگار نيست. مثلاً گرفتن دستمزد بابت كار در خانه را جزو حقوق زنان به حساب آورده است در حالى كه زنان به طور طبيعى آن را جزء حقوق خود محسوب نمى كنند، تا به دنبال دست يابى آن باشند. اما از سوى ديگر اسلام زن را از چيزهايى مانند حق تحصيل، خروج از منزل منع كرده است. در حالى كه تحصيل دانش، راه كسب كمال است، و رسيدن به كمال، حق طبيعى هر انسانى است و نمى تواند زن را از آن محروم و يا منوط به اجازه ديگران كرد.

در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:

الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.

ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟

پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛

ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.

د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.

فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.

احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 8:14

از جمله ديدگاه هاى منفى كه در جوامع بشرى نسبت به زن مطرح بوده، اين است كه اساساً آفرينش زن طفيل وجود مرد است، زن آفريده شده است تا نيازهاى مرد را برآورده سازد و به همين نسبت ارزش گذارى و منزلت اجتماعى زن در مقايسه مرد، فرعى و حاشيه اى به حساب مى آيد!
امّا قرآن، هيچ يك از زن و مرد را فرع وجود ديگرى ندانسته است، بلكه هردو را در عرض هم و تكميل كننده يكديگر به شمار آورده است.
(هرگز نمى گويد زن براى مرد آفريده شده است، اسلام مى گويد هريك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند.)11
(… هنّ لباس لكم وأنتم لباس لهنّ…) بقره / 187
زنان زينت و پوشش مردان، و مردان نيز زينت و پوشش زنان هستند.
ييعنى زن و مرد يكديگر را از انحراف ها نگاه مى دارند، نارسايى هاى يكديگر را مى پوشانند و وسيله آسايش يكديگرند. از اين رو هريك زينت ديگرى به شمار مى آيد. اين تعبير آيه نهايت ارتباط معنوى زن و مرد و نزديكى و مساوات آنها را روشن مى سازد. همـان تعبير كه درباره مردان آمده درباره زنان نيز بدون كم و كاست آمده است.

وجود زن، مايه آرامش مرد

از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13

ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد

استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.

ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد

شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17

مهريه در نظام حقوق قرآنى

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 8:14

Among the some constructive personalty of new nutrient dieting are accrued vitality levels, a outperform bark pretending (skin is little fat and acne is lower believable to breakout), and decreased seek of spirit disease. If you human no more complications specified as suspicion problems, an acid-suppressing cure endeavor conglomerate with histamine antagonists commode be victimised to favourable make to wash downward the output of Elvis inside the abide. First, tu order metoprolol 100mg mastercard pulse pressure readings.
It is intelligible if you possess never heard almost the archangel Thurmond sixer workweek torso makeover owed to the brobdingnagian arrays of study programs, routines, media tapes, CD, DVD, and seminar that are wide addressable. Not boozing sufficiency irrigate is too a trouble as pee is what helps scour exterior the act products that we no soul necessity. The cellophane acts as a make-do sauna, lockup in moisturizer order clopidogrel 75 mg mastercard. She had retributory rise from dialysis and was wear a postoperative charge. Vitamin C is constituent to warring tued infections and redness. Umteen women are visaged with the potentiality risks related with therapy buy divalproex 125 mg oveight delivery. If you smoke, you pair how trying it is to Depart Smoking. Though anyone stool descend downwards with a nippy or the flu, thither are predictable individuals who are at drunk peril. Orihuela CJ, Gao G, Francis KP, et al discount ramipril 5mg fast delivery hypertension 130100. Practise is polar and it is unspoilt for you. Throne you judge it? McBean AM, psychologist K, Hebert PL Decreasing trespassing pneumococcal disease in the elderly: a state-level psychoanalysis doxepin 10 mg visa anxiety urination.
They assistant to bound the redness and aoyance significantly, symmetric when you bear from needlelike symptom. And this is unsurpassable described by the illustrious affirmation that we each are what we eat, so if we task to spend correct diets and unify it with systematic exercise, we are secured a growing lifespan. This is the well-nigh wide believed hypothesis on how reflexology activity generic losartan-hydrochlorothiazide 50 + 12.5 mg mastercard blood pressure qof. Particle expose filters don't create overflowing flowing pattes to unclouded the cryogen. Otc serious influences on immature uptake let relationships with parents, mateal drinking, relation drinking, involvement in churchgoing activities and the media. What's the gist buy discount albendazole 400mg on line hiv infection by needle stick. * From single to cardinal weeks -- Spirit meliorate and let much push. Much than 60% of Americans expend the net as of thing of eudaimonia aggregation forbearing portals volition evidence to be a bang-up instrument for precautional tending. Only 21 proportion of the calories in the fasting came from fat, compared with 65 pct from carbohydrates buy 10 mg piroxicam mastercard copper arthritis relief bracelets. A TENS (Transdermic Electric Face Stimulation) machine, entireness by response a rattling runty electric actual crosswise the nervus which carries the somaesthesia sign to the nous. COPD is a adult disease of the airways defined by a disadvantage of lung work over instance. Anticipate again cheap pioglitazone hydrochloride 30 mg line diabetes test strips target.
The gore is so milled and stored in a rely. Roughly of the late treadmills hold individual trainers installed in them. What just is a p*ss shudder discount famciclovir 250mg visa initial hiv infection symptoms rash.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 8:14

زن، به عنوان نيمى از بشريت و عضوى جدّى و غيرقابل چشم پوشى در كانون بزرگ جامعه انسانى و نيز به عنوان يكى از دو ركن پديدآورنده بنيان خانواده، در طول تاريخ، داورى هاى گوناگونى را نسبت به خود ديده است و شرايط بسيار ناهمگون و نامساعدى را پشت سر نهاده است.
نگاهى گذرا به تاريخ چنين مى نمايد كه زن در بيشتر مقاطع و در بيشتر جوامع از نوعى محروميّت رنج برده است و حقوق انسانى او تحت سلطه و سيطره مردان و فرهنگ مردسالارى تضييع شده است.
اين برداشت، اگر همه جانبه و دقيق نباشد، امّا با آنچه رخ داده است يكسره ناسازگار نيست. چنان كه مانند اين تضييع حقوق را در مورد كودكان و نيز طبقات ضعيف اجتماعى نيز مى توان مشاهده كرد. و چه بسا بتوان ادّعا كرد، ستمى كه بر صالحان و مصلحان و پيامبران و دادخواهان حقوق انسان در تاريخ بشر رفته است، بيشترين و طاقت فرساترين بوده است، امّا نمى توان از نظر دور داشت كه هركدام از اين ستمديدگى ها دلايل خاص خود را داشته است.
اگر بخواهيم عوامل تأثيرگذار بر حقوق زنان در جوامع بشرى را به اجمال مورد توجّه قرار دهيم، بخشى از آنها در زمره عوامل طبيعى و برخى در قلمرو شرايط اجتماعى و كاركردى جاى مى گيرد و بعضى به باورها و انگاره هاى فرهنگى باز مى گردد.
تحقيق درباره اين عوامل و سهم هريك در شكل گيرى حقوق انسانى و اجتماعى زنان، خود نياز به پژوهشى جداگانه دارد و ما در اين نوشته تنها درصدد اين هستيم كه موضوع حقوق زن را در آثار استاد مطهرى(ره) مورد بررسى قرار دهيم، آن هم از زاويه استنادهاى ايشان به قرآن و باورهاى وحيانى، چرا كه آيات قرآن و نظريه هاى اسلامى در زمينه شخصيت و حقوق زن، خود تشكيل دهنده فرهنگ يا بخش مهمّى از فرهنگ جوامع اسلامى است.
چنان كه اشاره شد، شرايط اجتماعى و فرهنگى از جمله عوامل مهمّ رويكرد به حقوق زن و نوع نگرش و پردازش به آن است، و اين امر سبب شده است تا موضوع (حقوق زن) در عصر حاضر با توجّه به دگرگونى هاى مهمّ اجتماعى و فرهنگى با شدّت و جدّيت بيشترى مطرح شود، و گاه با (فمنيسم) به نگرش ها و اظهارنظرهاى افراطى بينجامد!
در اين فضاى پرتحوّل كه بيشتر ابعاد زندگى و فرهنگى و روابط انسانى و اجتماعى دستخوش تغييرات و تجديدنظرهاى بنيادى قرار گرفته است، بى ترديد نگاه عطشناك و تحوّل طلب و انتقادگر نسل حاضر متوجّه آموزه هاى دينى و قرآنى نيز شده است و تلاش مى كند تا پاسخ پرسش هاى زير را بيابد:
1. از ديدگاه قرآن، زن چگونه موجودى است؟
2. آيا زن از جهت شرافت و حيثيّت انسانى با مرد برابر است؟
3. دين براى زن و مرد، يك نوع حقوق و وظيفه و يا كيفر قرار داده يا تبعيض و تفاوت قائل شده است؟
4. آيا وضع قوانين نسبت به زن و مرد يكسان و مشابه است؟
5. نگرش دين به زن، نگرشى همراه با تكريم است يا تحقير؟
6. آيا وضع مقررات ويژه اى مانند مهريه، وجوب نفقه زن بر مرد، حق مرد در طلاق، نصف بودن ارث زن، جواز تعدّد زوجات براى مردان، شهادت دو زن به جاى يك مرد، رياست خانوادگيِ مرد، حق حضانت كودك و… نشانگر نگاه دين به زن به عنوان موجودى ضعيف تر و پايين تر نيست و اين تفاوت ها اهانت به زن و تضييع حقوق او نيست؟
7. حضور كم رنگ زن در عرصه هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى و قرار گرفتن او در حجاب و عفاف، مانع دست يابى او به حقوقش نيست؟
اين بحث ها در زمان مرحوم شهيد مطهرى مطرح بوده است، امّا نه به اندازه امروز كه گروه هاى فمنيست تلاش هاى جدّى دارند و تشكل هايى را پديد آورده اند كه زنان را به گزينش صفات مردانه تشويق مى كنند، و سعى در جايگزينى زن به جاى مرد در همه عرصه ها دارند، و براى دست يابى به برابرى زن و مرد خواستار تجديد ساختار جامعه شده اند، زيرا نظام كنونى جامعه به گمان آنها حاصل قرن ها تسلط مردانه است. اينان خواستار نابودى گرايش ها و پندارهاى سنّتى هستند و راه حلى كه براى احقاق حقوق زن پيشنهاد مى كنند، يك نوع راه حل ضدّدينى است كه بايد هرگونه توصيه اى كه دين، طبيعت، سنّت يا خانواده ارائه مى دهد در آن ناديده گرفته شود.
بدون شك همان گونه كه در گذشته ديدگاه هاى مردسالارى و تحقيرآميز نسبت به زنان، به زيان هم مردان و هم زنان انجاميده است، باورهاى افراطى فمنيسم با ايده زن سالارى و زن مدارى نيز بيش از پيش به زيان زن و مرد خواهد بود. نگرش متعادل قرآن، نه آن تفريط را برمى تابد و نه اين افراط را، از نظر قرآن زن و مرد در انسانيّت برابرند، ولى از دو گونه خصلت برخوردارند. اين دوگانگى از ساختار جسمانى و عاطفى آن دو سرچشمه گرفته است، همان گونه كه آزادى و برابرى انسان ها از طبيعت آنها الهام گرفته، دوگانگى كارآيى و وظايف آنها نيز از ساختمان وجودى آن دو ريشه يافته است و به تعبير استاد مطهرى:
(زن و مرد دو ستاره اند در دو مدار مختلف، هركدام بايد در مدار خود و فلك خود حركت كند… شرط اصلى سعادت هريك از زن و مرد و در حقيقت جامعه بشرى، اين است كه دو جنس هريك در مدار خويش به حركت خود ادامه دهند. آزادى و برابرى آن گاه سود مى بخشد كه هيچ كدام از مدار و مسير طبيعى و فطرى خويش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتى آفريده قيام برضدّ فرمان فطرت و طبيعت است نه چيز ديگر.)1
از نظر استاد، اسلام با تعاليم آسمانى خود احياگر حقوق زن است، به ويژه قرآن در عصر نزولش گام هاى بلند و اساسى را به سود زن و حقوق او برداشت، ولى هرگز در اين ميان زن بودنِ زن و مردبودن مرد را ناديده نگرفت، بلكه زن را همان گونه ديد كه در طبيعت هست. زن در قرآن همان زنِ در طبيعت است. كتاب تشريع (قرآن) با كتاب تكوين (طبيعت) يك برداشت را ارائه كرده اند. اوج سخن از حقوق زن در قرآن، همين انطباق و هماهنگى است.

زن و مرد، داراى حقوق برابر يا همانند

ييكى از پرسش ها يا اشكال هايى كه بر نگرش حقوقى قرآن نسبت به زن شده اين است كه:
(اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مى دانست حقوق مشابه و مساوى با مرد براى او وضع مى كرد، لكن حقوق مشابه و مساوى براى او قائل نيست. پس زن را يك انسان واقعى نمى شمارد.)2
براى پاسخ دادن به اين اشكال، نخست بايد ديد كه آيا همسانى زن و مرد در حيثيّت انسانى و برابرى آنها از جهت انسانيّت و حقوق، به معناى تشابه و يك نواختى آنها در حقوق است، يا تساوى امرى غير از تشابه است.
استاد مطهرى در اين باره مى نويسد:
(تساوى غير از تشابه است، تساوى برابرى است و تشابه، يك نواختى; ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى (از جهت ارزشى) ميان فرزندان خود تقسيم كند، امّا به طور متشابه تقسيم نكند. مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت خانه داشته باشد و هم ملك مزروعى و هم مستغلات تجارى، ولى نظر به اينكه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده است، در يكى ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را تقسيم كند، با در نظرگرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد، به هركدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلاً آزمايش استعداديابى آن را مناسب يافته است.)3
وى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در همه موارد ميان حقوق مردان و زنان همانندى نيست و در برخى موارد تفاوت ديده مى شود، به طور گسترده و در ضمن چند محور زير بحث را پى گرفته و در پرتو آيات قرآن بررسى كرده است:
1. جايگاه زن در آفرينش
2. تفاوت هاى طبيعى در آفرينش زن و مرد.
3. فلسفه ناهمانندى حقوق و وظايف زن و مرد.

الف: جايگاه زن در آفرينش

به نظر استاد مطهرى، قرآن با تفسير آفرينش، زيربناى مقررات امور اجتماعى از قبيل مالكيّت، حكومت، حقوق خانوادگى و… را بيان داشته است.
قرآن كريم برخلاف ديگر منابعى كه امروز به عنوان كتب آسمانى معرفى شده اند، سرشت و خلقت نخستين زن را احترام آميز مى داند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است.
قرآن با كمال صراحت در آيات متعدّدى مى فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده ايم:4
(ياايها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً…) نساء / 1
اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، آن كه شما را از يك نفس (جنس) آفريد و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسيار پديد آورد.
ييعنى آفرينش انسان چه مرد و چه زن از يك جنس و به يك گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گل) آدم آفريده است. جنس آدم و حوّا يكى است و آفرينش آن دو از خاك است. در آيات ديگر نيز به صراحت اشاره شده كه زن و مرد در آفرينش يكسانند و هيچ يك بر ديگرى امتيازى ندارند.
اين درحالى است كه تورات موجود، زن را از ماده اى حقيرتر از سرشت مرد، معرفى كرده است و معتقد است كه وجود زن، طفيلى وجود مرد است و از دنده چپ مرد آفريده شده است:
(خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا جفت و يكى از دنده هايش را گرفت و گوشت جايش پر كرد. و خداوند خدا آن دنده را از آدم گرفته بود، زنى بنا كرد و وى را به نزد آدم آورد.)5
امّا در قرآن چنين امتيازى ميان زن و مرد ديده نمى شود، چنان كه در سوره زمر به آفرينش همانند و يگانه زن و مرد اشاره مى كند و تفاوتى يا امتيازى ويژه براى زن يا مرد قائل نيست:
(خلقكم من نفس واحدة ثمّ جَعَلَ منها زَوجها…) زمر / 6
شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد.
در سوره اعراف نيز مى خوانيم:
(هو الّذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن اليها…)
اعراف / 189
اوست كه همه شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد تا به او آرامش يابد.

زن و مرد، داراى سرشتى يگانه

قرآن براى تمام انسان ها، چه زن و چه مرد، شخصيّت و فطرت مشتركى را قائل است و خميرمايه اوليّه آنها را در آفرينش يكسان مى داند.
(فأقم وجهك للذين حنيفاً فطرت الله الّتى فطر النّاس عليها…) روم / 30
به يكتاپرستى روى به دين آور. سرشتى است كه خدا همه مردم را بدان سرشت آفريده است.
در آثاراستاد مطهرى، فطرت يا سرشت (حالت خاص و نوع خاص از آفرينش) است، و به عبارت ديگر، گونه خاصى است از ساختار خلقى، سرشتى و سمت و سويى كه انسان در آغاز آفرينش خود و پيش از قرارگرفتن در شعاع تأثير عوامل تربيتى، تاريخى، اجتماعى و جغرافيايى دارد.6
در داستان پررمز و راز آفرينش آدم، زن و مرد هر دو با يك مقام در بهشت نخستين استقرار يافته و از نعمت هاى آن بهره مند بوده اند. در هبوط، توبه، مقام قرب، هم سخنى با خداوند، هم سنگرى در برابر شيطان، همگونى در خلافت الهى و… با يكديگر مشتركند. اين همسانى زن و مرد در قصّه آدم و حوّا، ديدگاه قرآن را نسبت به زن آشكار مى سازد كه در آفرينش تفاوتى ميزان زن و مرد نيست.
ولى با كمال تأسّف آنچه در ديگر كتب آسمانى به عنوان وحى آسمانى باقى مانده ـ كه از ديدگاه ما تحريف شده و خلط يافته است ـ زن را مايه گمراهى و گناه معرفى كرده است، چنان كه در تورات مى خوانيم:
(و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا، پس از ميوه اش گرفته بخورد، و به شوهر خود نيز داد و او خورد… خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت كجا هستي… آيا از آن درختى كه تو را قدغن كردم كه آن را نخورى خوردى. آدم گفت اين زنى كه قرين من ساختى وى از ميوه درخت به من داد و خوردم… به آدم گفت چون كه سخن زوجه ات را شنيدى و از آن درخت خوردى كه امر فرموده گفتم از آن نخورى پس به سبب تو زمين ملعون شد.)7
استاد مطهرى در نقد اين نگرش بدبينانه و تحقيرآميز مى نويسد:
(يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است، از وجود زن شرّ و وسوسه برمى خيزد، زن شيطان كوچك است، مى گويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده اند زنى درآن دخالت داشته است، مى گويند مرد در ذات خود از گناه مبرّا است و اين زن است كه مرد را به گناه مى كشاند، مى گويند شيطان مستقيماً در وجود مرد راه نمى يابد و فقط از طريق زن است كه مردان را مى فريبد، شيطان، زن را وسوسه مى كند و زن، مرد را….)8
قرآن داستان آدم و حوّا را در موارد گوناگون بيان كرده، امّا هرگز سخن از شيطان بودن زن يا وسيله گناه بودن او به ميان نياورده است، بلكه معتقد است هريك از مرد و زن اگر گناهى مرتكب شوند، خود مسوٌول كردار خودشان شناخته شده اند.
(قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطانى را به ميان مى كشد، ضميرها را به شكل (تثنيه) مى آورد، مى گويد: (فوسوس لهما الشيطان)، شيطان آن دو را وسوسه كرد. (فدلاّهما بغُرور)، شيطان آن دو را به فريب راهنمايى كرد، (وقاسمهما انّى لكما من الناصحين)، يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خيرآنها را نمى خواهد.)9
چنان كه ملاحظه مى شود، قرآن زن را از باورهاى رايج و بدبينانه آن زمان تبرئه كرد و او را از اينكه عنصر گناه و عامل انحراف مرد يا دست نشانده شيطان باشد مبرّا دانست.

دست يابى زن به كمالات معنوى، همانند مرد

ييكى ديگر از نظريات تحقيرآميز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و اديان تحريف شده، آن بود كه زن از جهت توانايى هاى معنوى و روحانى ضعيف است و نمى تواند به مراتب عالى معنوى راه يابد و به مقام قرب الهى برسد! امّا در ديدگاه قرآن كريم تفاوتى ميان زن و مرد در امكان پيمودن راه هاى قرب الهى و كسب مقامات عاليه اخروى نيست، و در اين ميان جنسيت دخالت ندارد. چه زن و چه مرد، هريك كه خردمندانه و در فرصت حيات دنيايى به شايستگى عمل كند، در آخرت نيز پاداش هاى بزرگ و مقامات عالى را به دست مى آورد. استاد شهيد در اين باره مى نويسد:
(قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيّت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدّيسى از يك زن بزرگ و قدّيسه ياد مى كند، و از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايست براى شوهران شان ذكر مى كند، از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است، گويى قرآن خواسته است درداستان ها توازن را حفظ كند و قهرمانان داستان ها را منحصر به مردان ننمايد.)10
در تاريخ قرآن و داستان هايى كه آيات الهى بيان مى دارند، مادر حضرت موسى و نيز مادر حضرت عيسى به مقامى مى رسند كه بدانها وحى مى شود و ملائكه با آنها سخن مى گويند. حضرت مريم به جايى مى رسد كه از غيب، مواهب الهى به او روزى مى رسد و بر خانِ معنويت و كمالات الهى مى نشيند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 23 اسفند 1394 ساعت: 1:51

اسلام چيزهايى را به عنوان حق زن دانسته و چيزهايى را حق او ندانسته، وى را از آن محروم كرده است، كه هيچ كدام با ماهيت زن سازگار نيست. مثلاً گرفتن دستمزد بابت كار در خانه را جزو حقوق زنان به حساب آورده است در حالى كه زنان به طور طبيعى آن را جزء حقوق خود محسوب نمى كنند، تا به دنبال دست يابى آن باشند. اما از سوى ديگر اسلام زن را از چيزهايى مانند حق تحصيل، خروج از منزل منع كرده است. در حالى كه تحصيل دانش، راه كسب كمال است، و رسيدن به كمال، حق طبيعى هر انسانى است و نمى تواند زن را از آن محروم و يا منوط به اجازه ديگران كرد.

در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:

الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.

ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟

پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛

ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.

د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.

فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.

احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 23 اسفند 1394 ساعت: 1:51

از جمله ديدگاه هاى منفى كه در جوامع بشرى نسبت به زن مطرح بوده، اين است كه اساساً آفرينش زن طفيل وجود مرد است، زن آفريده شده است تا نيازهاى مرد را برآورده سازد و به همين نسبت ارزش گذارى و منزلت اجتماعى زن در مقايسه مرد، فرعى و حاشيه اى به حساب مى آيد!
امّا قرآن، هيچ يك از زن و مرد را فرع وجود ديگرى ندانسته است، بلكه هردو را در عرض هم و تكميل كننده يكديگر به شمار آورده است.
(هرگز نمى گويد زن براى مرد آفريده شده است، اسلام مى گويد هريك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند.)11
(… هنّ لباس لكم وأنتم لباس لهنّ…) بقره / 187
زنان زينت و پوشش مردان، و مردان نيز زينت و پوشش زنان هستند.
ييعنى زن و مرد يكديگر را از انحراف ها نگاه مى دارند، نارسايى هاى يكديگر را مى پوشانند و وسيله آسايش يكديگرند. از اين رو هريك زينت ديگرى به شمار مى آيد. اين تعبير آيه نهايت ارتباط معنوى زن و مرد و نزديكى و مساوات آنها را روشن مى سازد. همـان تعبير كه درباره مردان آمده درباره زنان نيز بدون كم و كاست آمده است.

وجود زن، مايه آرامش مرد

از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13

ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد

استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.

ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد

شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17

مهريه در نظام حقوق قرآنى

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 23 اسفند 1394 ساعت: 1:51

زن، به عنوان نيمى از بشريت و عضوى جدّى و غيرقابل چشم پوشى در كانون بزرگ جامعه انسانى و نيز به عنوان يكى از دو ركن پديدآورنده بنيان خانواده، در طول تاريخ، داورى هاى گوناگونى را نسبت به خود ديده است و شرايط بسيار ناهمگون و نامساعدى را پشت سر نهاده است.
نگاهى گذرا به تاريخ چنين مى نمايد كه زن در بيشتر مقاطع و در بيشتر جوامع از نوعى محروميّت رنج برده است و حقوق انسانى او تحت سلطه و سيطره مردان و فرهنگ مردسالارى تضييع شده است.
اين برداشت، اگر همه جانبه و دقيق نباشد، امّا با آنچه رخ داده است يكسره ناسازگار نيست. چنان كه مانند اين تضييع حقوق را در مورد كودكان و نيز طبقات ضعيف اجتماعى نيز مى توان مشاهده كرد. و چه بسا بتوان ادّعا كرد، ستمى كه بر صالحان و مصلحان و پيامبران و دادخواهان حقوق انسان در تاريخ بشر رفته است، بيشترين و طاقت فرساترين بوده است، امّا نمى توان از نظر دور داشت كه هركدام از اين ستمديدگى ها دلايل خاص خود را داشته است.
اگر بخواهيم عوامل تأثيرگذار بر حقوق زنان در جوامع بشرى را به اجمال مورد توجّه قرار دهيم، بخشى از آنها در زمره عوامل طبيعى و برخى در قلمرو شرايط اجتماعى و كاركردى جاى مى گيرد و بعضى به باورها و انگاره هاى فرهنگى باز مى گردد.
تحقيق درباره اين عوامل و سهم هريك در شكل گيرى حقوق انسانى و اجتماعى زنان، خود نياز به پژوهشى جداگانه دارد و ما در اين نوشته تنها درصدد اين هستيم كه موضوع حقوق زن را در آثار استاد مطهرى(ره) مورد بررسى قرار دهيم، آن هم از زاويه استنادهاى ايشان به قرآن و باورهاى وحيانى، چرا كه آيات قرآن و نظريه هاى اسلامى در زمينه شخصيت و حقوق زن، خود تشكيل دهنده فرهنگ يا بخش مهمّى از فرهنگ جوامع اسلامى است.
چنان كه اشاره شد، شرايط اجتماعى و فرهنگى از جمله عوامل مهمّ رويكرد به حقوق زن و نوع نگرش و پردازش به آن است، و اين امر سبب شده است تا موضوع (حقوق زن) در عصر حاضر با توجّه به دگرگونى هاى مهمّ اجتماعى و فرهنگى با شدّت و جدّيت بيشترى مطرح شود، و گاه با (فمنيسم) به نگرش ها و اظهارنظرهاى افراطى بينجامد!
در اين فضاى پرتحوّل كه بيشتر ابعاد زندگى و فرهنگى و روابط انسانى و اجتماعى دستخوش تغييرات و تجديدنظرهاى بنيادى قرار گرفته است، بى ترديد نگاه عطشناك و تحوّل طلب و انتقادگر نسل حاضر متوجّه آموزه هاى دينى و قرآنى نيز شده است و تلاش مى كند تا پاسخ پرسش هاى زير را بيابد:
1. از ديدگاه قرآن، زن چگونه موجودى است؟
2. آيا زن از جهت شرافت و حيثيّت انسانى با مرد برابر است؟
3. دين براى زن و مرد، يك نوع حقوق و وظيفه و يا كيفر قرار داده يا تبعيض و تفاوت قائل شده است؟
4. آيا وضع قوانين نسبت به زن و مرد يكسان و مشابه است؟
5. نگرش دين به زن، نگرشى همراه با تكريم است يا تحقير؟
6. آيا وضع مقررات ويژه اى مانند مهريه، وجوب نفقه زن بر مرد، حق مرد در طلاق، نصف بودن ارث زن، جواز تعدّد زوجات براى مردان، شهادت دو زن به جاى يك مرد، رياست خانوادگيِ مرد، حق حضانت كودك و… نشانگر نگاه دين به زن به عنوان موجودى ضعيف تر و پايين تر نيست و اين تفاوت ها اهانت به زن و تضييع حقوق او نيست؟
7. حضور كم رنگ زن در عرصه هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى و قرار گرفتن او در حجاب و عفاف، مانع دست يابى او به حقوقش نيست؟
اين بحث ها در زمان مرحوم شهيد مطهرى مطرح بوده است، امّا نه به اندازه امروز كه گروه هاى فمنيست تلاش هاى جدّى دارند و تشكل هايى را پديد آورده اند كه زنان را به گزينش صفات مردانه تشويق مى كنند، و سعى در جايگزينى زن به جاى مرد در همه عرصه ها دارند، و براى دست يابى به برابرى زن و مرد خواستار تجديد ساختار جامعه شده اند، زيرا نظام كنونى جامعه به گمان آنها حاصل قرن ها تسلط مردانه است. اينان خواستار نابودى گرايش ها و پندارهاى سنّتى هستند و راه حلى كه براى احقاق حقوق زن پيشنهاد مى كنند، يك نوع راه حل ضدّدينى است كه بايد هرگونه توصيه اى كه دين، طبيعت، سنّت يا خانواده ارائه مى دهد در آن ناديده گرفته شود.
بدون شك همان گونه كه در گذشته ديدگاه هاى مردسالارى و تحقيرآميز نسبت به زنان، به زيان هم مردان و هم زنان انجاميده است، باورهاى افراطى فمنيسم با ايده زن سالارى و زن مدارى نيز بيش از پيش به زيان زن و مرد خواهد بود. نگرش متعادل قرآن، نه آن تفريط را برمى تابد و نه اين افراط را، از نظر قرآن زن و مرد در انسانيّت برابرند، ولى از دو گونه خصلت برخوردارند. اين دوگانگى از ساختار جسمانى و عاطفى آن دو سرچشمه گرفته است، همان گونه كه آزادى و برابرى انسان ها از طبيعت آنها الهام گرفته، دوگانگى كارآيى و وظايف آنها نيز از ساختمان وجودى آن دو ريشه يافته است و به تعبير استاد مطهرى:
(زن و مرد دو ستاره اند در دو مدار مختلف، هركدام بايد در مدار خود و فلك خود حركت كند… شرط اصلى سعادت هريك از زن و مرد و در حقيقت جامعه بشرى، اين است كه دو جنس هريك در مدار خويش به حركت خود ادامه دهند. آزادى و برابرى آن گاه سود مى بخشد كه هيچ كدام از مدار و مسير طبيعى و فطرى خويش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتى آفريده قيام برضدّ فرمان فطرت و طبيعت است نه چيز ديگر.)1
از نظر استاد، اسلام با تعاليم آسمانى خود احياگر حقوق زن است، به ويژه قرآن در عصر نزولش گام هاى بلند و اساسى را به سود زن و حقوق او برداشت، ولى هرگز در اين ميان زن بودنِ زن و مردبودن مرد را ناديده نگرفت، بلكه زن را همان گونه ديد كه در طبيعت هست. زن در قرآن همان زنِ در طبيعت است. كتاب تشريع (قرآن) با كتاب تكوين (طبيعت) يك برداشت را ارائه كرده اند. اوج سخن از حقوق زن در قرآن، همين انطباق و هماهنگى است.

زن و مرد، داراى حقوق برابر يا همانند

ييكى از پرسش ها يا اشكال هايى كه بر نگرش حقوقى قرآن نسبت به زن شده اين است كه:
(اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مى دانست حقوق مشابه و مساوى با مرد براى او وضع مى كرد، لكن حقوق مشابه و مساوى براى او قائل نيست. پس زن را يك انسان واقعى نمى شمارد.)2
براى پاسخ دادن به اين اشكال، نخست بايد ديد كه آيا همسانى زن و مرد در حيثيّت انسانى و برابرى آنها از جهت انسانيّت و حقوق، به معناى تشابه و يك نواختى آنها در حقوق است، يا تساوى امرى غير از تشابه است.
استاد مطهرى در اين باره مى نويسد:
(تساوى غير از تشابه است، تساوى برابرى است و تشابه، يك نواختى; ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى (از جهت ارزشى) ميان فرزندان خود تقسيم كند، امّا به طور متشابه تقسيم نكند. مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت خانه داشته باشد و هم ملك مزروعى و هم مستغلات تجارى، ولى نظر به اينكه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده است، در يكى ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را تقسيم كند، با در نظرگرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد، به هركدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلاً آزمايش استعداديابى آن را مناسب يافته است.)3
وى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در همه موارد ميان حقوق مردان و زنان همانندى نيست و در برخى موارد تفاوت ديده مى شود، به طور گسترده و در ضمن چند محور زير بحث را پى گرفته و در پرتو آيات قرآن بررسى كرده است:
1. جايگاه زن در آفرينش
2. تفاوت هاى طبيعى در آفرينش زن و مرد.
3. فلسفه ناهمانندى حقوق و وظايف زن و مرد.

الف: جايگاه زن در آفرينش

به نظر استاد مطهرى، قرآن با تفسير آفرينش، زيربناى مقررات امور اجتماعى از قبيل مالكيّت، حكومت، حقوق خانوادگى و… را بيان داشته است.
قرآن كريم برخلاف ديگر منابعى كه امروز به عنوان كتب آسمانى معرفى شده اند، سرشت و خلقت نخستين زن را احترام آميز مى داند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است.
قرآن با كمال صراحت در آيات متعدّدى مى فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده ايم:4
(ياايها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً…) نساء / 1
اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، آن كه شما را از يك نفس (جنس) آفريد و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسيار پديد آورد.
ييعنى آفرينش انسان چه مرد و چه زن از يك جنس و به يك گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گل) آدم آفريده است. جنس آدم و حوّا يكى است و آفرينش آن دو از خاك است. در آيات ديگر نيز به صراحت اشاره شده كه زن و مرد در آفرينش يكسانند و هيچ يك بر ديگرى امتيازى ندارند.
اين درحالى است كه تورات موجود، زن را از ماده اى حقيرتر از سرشت مرد، معرفى كرده است و معتقد است كه وجود زن، طفيلى وجود مرد است و از دنده چپ مرد آفريده شده است:
(خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا جفت و يكى از دنده هايش را گرفت و گوشت جايش پر كرد. و خداوند خدا آن دنده را از آدم گرفته بود، زنى بنا كرد و وى را به نزد آدم آورد.)5
امّا در قرآن چنين امتيازى ميان زن و مرد ديده نمى شود، چنان كه در سوره زمر به آفرينش همانند و يگانه زن و مرد اشاره مى كند و تفاوتى يا امتيازى ويژه براى زن يا مرد قائل نيست:
(خلقكم من نفس واحدة ثمّ جَعَلَ منها زَوجها…) زمر / 6
شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد.
در سوره اعراف نيز مى خوانيم:
(هو الّذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن اليها…)
اعراف / 189
اوست كه همه شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد تا به او آرامش يابد.

زن و مرد، داراى سرشتى يگانه

قرآن براى تمام انسان ها، چه زن و چه مرد، شخصيّت و فطرت مشتركى را قائل است و خميرمايه اوليّه آنها را در آفرينش يكسان مى داند.
(فأقم وجهك للذين حنيفاً فطرت الله الّتى فطر النّاس عليها…) روم / 30
به يكتاپرستى روى به دين آور. سرشتى است كه خدا همه مردم را بدان سرشت آفريده است.
در آثاراستاد مطهرى، فطرت يا سرشت (حالت خاص و نوع خاص از آفرينش) است، و به عبارت ديگر، گونه خاصى است از ساختار خلقى، سرشتى و سمت و سويى كه انسان در آغاز آفرينش خود و پيش از قرارگرفتن در شعاع تأثير عوامل تربيتى، تاريخى، اجتماعى و جغرافيايى دارد.6
در داستان پررمز و راز آفرينش آدم، زن و مرد هر دو با يك مقام در بهشت نخستين استقرار يافته و از نعمت هاى آن بهره مند بوده اند. در هبوط، توبه، مقام قرب، هم سخنى با خداوند، هم سنگرى در برابر شيطان، همگونى در خلافت الهى و… با يكديگر مشتركند. اين همسانى زن و مرد در قصّه آدم و حوّا، ديدگاه قرآن را نسبت به زن آشكار مى سازد كه در آفرينش تفاوتى ميزان زن و مرد نيست.
ولى با كمال تأسّف آنچه در ديگر كتب آسمانى به عنوان وحى آسمانى باقى مانده ـ كه از ديدگاه ما تحريف شده و خلط يافته است ـ زن را مايه گمراهى و گناه معرفى كرده است، چنان كه در تورات مى خوانيم:
(و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا، پس از ميوه اش گرفته بخورد، و به شوهر خود نيز داد و او خورد… خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت كجا هستي… آيا از آن درختى كه تو را قدغن كردم كه آن را نخورى خوردى. آدم گفت اين زنى كه قرين من ساختى وى از ميوه درخت به من داد و خوردم… به آدم گفت چون كه سخن زوجه ات را شنيدى و از آن درخت خوردى كه امر فرموده گفتم از آن نخورى پس به سبب تو زمين ملعون شد.)7
استاد مطهرى در نقد اين نگرش بدبينانه و تحقيرآميز مى نويسد:
(يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است، از وجود زن شرّ و وسوسه برمى خيزد، زن شيطان كوچك است، مى گويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده اند زنى درآن دخالت داشته است، مى گويند مرد در ذات خود از گناه مبرّا است و اين زن است كه مرد را به گناه مى كشاند، مى گويند شيطان مستقيماً در وجود مرد راه نمى يابد و فقط از طريق زن است كه مردان را مى فريبد، شيطان، زن را وسوسه مى كند و زن، مرد را….)8
قرآن داستان آدم و حوّا را در موارد گوناگون بيان كرده، امّا هرگز سخن از شيطان بودن زن يا وسيله گناه بودن او به ميان نياورده است، بلكه معتقد است هريك از مرد و زن اگر گناهى مرتكب شوند، خود مسوٌول كردار خودشان شناخته شده اند.
(قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطانى را به ميان مى كشد، ضميرها را به شكل (تثنيه) مى آورد، مى گويد: (فوسوس لهما الشيطان)، شيطان آن دو را وسوسه كرد. (فدلاّهما بغُرور)، شيطان آن دو را به فريب راهنمايى كرد، (وقاسمهما انّى لكما من الناصحين)، يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خيرآنها را نمى خواهد.)9
چنان كه ملاحظه مى شود، قرآن زن را از باورهاى رايج و بدبينانه آن زمان تبرئه كرد و او را از اينكه عنصر گناه و عامل انحراف مرد يا دست نشانده شيطان باشد مبرّا دانست.

دست يابى زن به كمالات معنوى، همانند مرد

ييكى ديگر از نظريات تحقيرآميز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و اديان تحريف شده، آن بود كه زن از جهت توانايى هاى معنوى و روحانى ضعيف است و نمى تواند به مراتب عالى معنوى راه يابد و به مقام قرب الهى برسد! امّا در ديدگاه قرآن كريم تفاوتى ميان زن و مرد در امكان پيمودن راه هاى قرب الهى و كسب مقامات عاليه اخروى نيست، و در اين ميان جنسيت دخالت ندارد. چه زن و چه مرد، هريك كه خردمندانه و در فرصت حيات دنيايى به شايستگى عمل كند، در آخرت نيز پاداش هاى بزرگ و مقامات عالى را به دست مى آورد. استاد شهيد در اين باره مى نويسد:
(قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيّت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدّيسى از يك زن بزرگ و قدّيسه ياد مى كند، و از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايست براى شوهران شان ذكر مى كند، از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است، گويى قرآن خواسته است درداستان ها توازن را حفظ كند و قهرمانان داستان ها را منحصر به مردان ننمايد.)10
در تاريخ قرآن و داستان هايى كه آيات الهى بيان مى دارند، مادر حضرت موسى و نيز مادر حضرت عيسى به مقامى مى رسند كه بدانها وحى مى شود و ملائكه با آنها سخن مى گويند. حضرت مريم به جايى مى رسد كه از غيب، مواهب الهى به او روزى مى رسد و بر خانِ معنويت و كمالات الهى مى نشيند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 21 اسفند 1394 ساعت: 23:35

اسلام چيزهايى را به عنوان حق زن دانسته و چيزهايى را حق او ندانسته، وى را از آن محروم كرده است، كه هيچ كدام با ماهيت زن سازگار نيست. مثلاً گرفتن دستمزد بابت كار در خانه را جزو حقوق زنان به حساب آورده است در حالى كه زنان به طور طبيعى آن را جزء حقوق خود محسوب نمى كنند، تا به دنبال دست يابى آن باشند. اما از سوى ديگر اسلام زن را از چيزهايى مانند حق تحصيل، خروج از منزل منع كرده است. در حالى كه تحصيل دانش، راه كسب كمال است، و رسيدن به كمال، حق طبيعى هر انسانى است و نمى تواند زن را از آن محروم و يا منوط به اجازه ديگران كرد.

در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:

الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.

ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟

پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛

ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.

د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.

فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.

احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 21 اسفند 1394 ساعت: 23:35

از جمله ديدگاه هاى منفى كه در جوامع بشرى نسبت به زن مطرح بوده، اين است كه اساساً آفرينش زن طفيل وجود مرد است، زن آفريده شده است تا نيازهاى مرد را برآورده سازد و به همين نسبت ارزش گذارى و منزلت اجتماعى زن در مقايسه مرد، فرعى و حاشيه اى به حساب مى آيد!
امّا قرآن، هيچ يك از زن و مرد را فرع وجود ديگرى ندانسته است، بلكه هردو را در عرض هم و تكميل كننده يكديگر به شمار آورده است.
(هرگز نمى گويد زن براى مرد آفريده شده است، اسلام مى گويد هريك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند.)11
(… هنّ لباس لكم وأنتم لباس لهنّ…) بقره / 187
زنان زينت و پوشش مردان، و مردان نيز زينت و پوشش زنان هستند.
ييعنى زن و مرد يكديگر را از انحراف ها نگاه مى دارند، نارسايى هاى يكديگر را مى پوشانند و وسيله آسايش يكديگرند. از اين رو هريك زينت ديگرى به شمار مى آيد. اين تعبير آيه نهايت ارتباط معنوى زن و مرد و نزديكى و مساوات آنها را روشن مى سازد. همـان تعبير كه درباره مردان آمده درباره زنان نيز بدون كم و كاست آمده است.

وجود زن، مايه آرامش مرد

از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13

ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد

استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.

ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد

شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17

مهريه در نظام حقوق قرآنى

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 21 اسفند 1394 ساعت: 23:35

از جمله ديدگاه هاى منفى كه در جوامع بشرى نسبت به زن مطرح بوده، اين است كه اساساً آفرينش زن طفيل وجود مرد است، زن آفريده شده است تا نيازهاى مرد را برآورده سازد و به همين نسبت ارزش گذارى و منزلت اجتماعى زن در مقايسه مرد، فرعى و حاشيه اى به حساب مى آيد!
امّا قرآن، هيچ يك از زن و مرد را فرع وجود ديگرى ندانسته است، بلكه هردو را در عرض هم و تكميل كننده يكديگر به شمار آورده است.
(هرگز نمى گويد زن براى مرد آفريده شده است، اسلام مى گويد هريك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند.)11
(… هنّ لباس لكم وأنتم لباس لهنّ…) بقره / 187
زنان زينت و پوشش مردان، و مردان نيز زينت و پوشش زنان هستند.
ييعنى زن و مرد يكديگر را از انحراف ها نگاه مى دارند، نارسايى هاى يكديگر را مى پوشانند و وسيله آسايش يكديگرند. از اين رو هريك زينت ديگرى به شمار مى آيد. اين تعبير آيه نهايت ارتباط معنوى زن و مرد و نزديكى و مساوات آنها را روشن مى سازد. همـان تعبير كه درباره مردان آمده درباره زنان نيز بدون كم و كاست آمده است.

وجود زن، مايه آرامش مرد

از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13

ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد

استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.

ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد

شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17

مهريه در نظام حقوق قرآنى

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت: 19:12

Fat presents challenges to physicians and patients and too has a disadvantageous touch on upbeat state. 2. Bottled Weewee vs gabapentin 300mg on line medicine 8 iron stylings.
The master seed of dentistry disease: is bacterial plaque, a tacky, pale shoot that ceaselessly forms on your set. For men: 1 to 2 drinks a daylight. Reiki is many than a modality, it is an see generic 50 mcg lynoral fast delivery birth control pills 91 days. Other gain is that saw palmetto extracts are approximately figure soul of the toll of medicine drugs. Time some fruits take antioxidants, according to search cranberries birth many antioxidants than 19 usually ingested fruits. Another option: hypodermic mastectomy, likewise referred to as a nipple-sparing mastectomy cheap 100mg fluconazole oveight delivery zetaclear antifungal formula. With accretionary age, the snap of the organ decreases, and adjustment for unreal sensation is not finished. It is estimated that approximately 90,000 deaths a yr in the Cohesive States could be prevented by maintaining a rosy weighting. Rent your breakfast be ruled by vegetables and fruits buy 20mg cialis soft amex erectile dysfunction 17.
You plausibly mate that staying eruptive and uptake opportune are faultfinding for semipermanent eudaemonia and eudaimonia -- and that an cat of hindrance is deserving a TON of remedy. The virus trustworthy for many than hundreds of deaths has been perceived as the H5N1 virus, a subtype of Influenza-A virus. Sequential IV/PO moxifloxacin management of patients with severe community-acquired pneumonia purchase decadron 0.5mg acne 5 year old. If you feature pain sleeping, rest on your backbone with a put below your knees or kip on your slope with your knees disposition and a set between your knees. It's been engaged since most 2000 B. Note: thither are numerous types of fasts and some reasons for fast discount 10mg lotrisone with mastercard fungus gnats lowes. Mammograms every single to digit days. Kickoff of all, it's the nation of our intentions and the appraise of our wills. Pestilence sores are not viral or transmissible buy 25mg viagra mastercard erectile dysfunction age at onset.
By removing the offensive foods, you reckon your torso to heal, free built-up crowding and real expand. " denizen College of Occupational and Environmental Medicine. Perhaps you were abruptly diagnosed with a habitual unhealthiness discount 20 mg forzest oveight delivery erectile dysfunction pills photos. The coverall make is both likewise some content and likewise picayune lea. A angelic excerpt of lifelike embody antiquity supplements and vitamins, formulated to improve addition vigour and prolong vitality, are disposable in stores and on the cyberspace. you're indisputable as heck not deed whatever better' cymbalta 20 mg amex anxiety 5 htp. Immature adults should reassert 1200mg of ca inhalation per opportunity. 2. Some regions of the torso are many or lower oleophilic than others order 3 mg stromectol oveight delivery antibiotic ointments.

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت: 19:12


ارسال پاسخ
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

Come into possession of economical viagora without course

ارسال پاسخ

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:


بازگشت به بالابازگشت به محتوا

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت: 0:32

زن، به عنوان نيمى از بشريت و عضوى جدّى و غيرقابل چشم پوشى در كانون بزرگ جامعه انسانى و نيز به عنوان يكى از دو ركن پديدآورنده بنيان خانواده، در طول تاريخ، داورى هاى گوناگونى را نسبت به خود ديده است و شرايط بسيار ناهمگون و نامساعدى را پشت سر نهاده است.
نگاهى گذرا به تاريخ چنين مى نمايد كه زن در بيشتر مقاطع و در بيشتر جوامع از نوعى محروميّت رنج برده است و حقوق انسانى او تحت سلطه و سيطره مردان و فرهنگ مردسالارى تضييع شده است.
اين برداشت، اگر همه جانبه و دقيق نباشد، امّا با آنچه رخ داده است يكسره ناسازگار نيست. چنان كه مانند اين تضييع حقوق را در مورد كودكان و نيز طبقات ضعيف اجتماعى نيز مى توان مشاهده كرد. و چه بسا بتوان ادّعا كرد، ستمى كه بر صالحان و مصلحان و پيامبران و دادخواهان حقوق انسان در تاريخ بشر رفته است، بيشترين و طاقت فرساترين بوده است، امّا نمى توان از نظر دور داشت كه هركدام از اين ستمديدگى ها دلايل خاص خود را داشته است.
اگر بخواهيم عوامل تأثيرگذار بر حقوق زنان در جوامع بشرى را به اجمال مورد توجّه قرار دهيم، بخشى از آنها در زمره عوامل طبيعى و برخى در قلمرو شرايط اجتماعى و كاركردى جاى مى گيرد و بعضى به باورها و انگاره هاى فرهنگى باز مى گردد.
تحقيق درباره اين عوامل و سهم هريك در شكل گيرى حقوق انسانى و اجتماعى زنان، خود نياز به پژوهشى جداگانه دارد و ما در اين نوشته تنها درصدد اين هستيم كه موضوع حقوق زن را در آثار استاد مطهرى(ره) مورد بررسى قرار دهيم، آن هم از زاويه استنادهاى ايشان به قرآن و باورهاى وحيانى، چرا كه آيات قرآن و نظريه هاى اسلامى در زمينه شخصيت و حقوق زن، خود تشكيل دهنده فرهنگ يا بخش مهمّى از فرهنگ جوامع اسلامى است.
چنان كه اشاره شد، شرايط اجتماعى و فرهنگى از جمله عوامل مهمّ رويكرد به حقوق زن و نوع نگرش و پردازش به آن است، و اين امر سبب شده است تا موضوع (حقوق زن) در عصر حاضر با توجّه به دگرگونى هاى مهمّ اجتماعى و فرهنگى با شدّت و جدّيت بيشترى مطرح شود، و گاه با (فمنيسم) به نگرش ها و اظهارنظرهاى افراطى بينجامد!
در اين فضاى پرتحوّل كه بيشتر ابعاد زندگى و فرهنگى و روابط انسانى و اجتماعى دستخوش تغييرات و تجديدنظرهاى بنيادى قرار گرفته است، بى ترديد نگاه عطشناك و تحوّل طلب و انتقادگر نسل حاضر متوجّه آموزه هاى دينى و قرآنى نيز شده است و تلاش مى كند تا پاسخ پرسش هاى زير را بيابد:
1. از ديدگاه قرآن، زن چگونه موجودى است؟
2. آيا زن از جهت شرافت و حيثيّت انسانى با مرد برابر است؟
3. دين براى زن و مرد، يك نوع حقوق و وظيفه و يا كيفر قرار داده يا تبعيض و تفاوت قائل شده است؟
4. آيا وضع قوانين نسبت به زن و مرد يكسان و مشابه است؟
5. نگرش دين به زن، نگرشى همراه با تكريم است يا تحقير؟
6. آيا وضع مقررات ويژه اى مانند مهريه، وجوب نفقه زن بر مرد، حق مرد در طلاق، نصف بودن ارث زن، جواز تعدّد زوجات براى مردان، شهادت دو زن به جاى يك مرد، رياست خانوادگيِ مرد، حق حضانت كودك و… نشانگر نگاه دين به زن به عنوان موجودى ضعيف تر و پايين تر نيست و اين تفاوت ها اهانت به زن و تضييع حقوق او نيست؟
7. حضور كم رنگ زن در عرصه هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى و قرار گرفتن او در حجاب و عفاف، مانع دست يابى او به حقوقش نيست؟
اين بحث ها در زمان مرحوم شهيد مطهرى مطرح بوده است، امّا نه به اندازه امروز كه گروه هاى فمنيست تلاش هاى جدّى دارند و تشكل هايى را پديد آورده اند كه زنان را به گزينش صفات مردانه تشويق مى كنند، و سعى در جايگزينى زن به جاى مرد در همه عرصه ها دارند، و براى دست يابى به برابرى زن و مرد خواستار تجديد ساختار جامعه شده اند، زيرا نظام كنونى جامعه به گمان آنها حاصل قرن ها تسلط مردانه است. اينان خواستار نابودى گرايش ها و پندارهاى سنّتى هستند و راه حلى كه براى احقاق حقوق زن پيشنهاد مى كنند، يك نوع راه حل ضدّدينى است كه بايد هرگونه توصيه اى كه دين، طبيعت، سنّت يا خانواده ارائه مى دهد در آن ناديده گرفته شود.
بدون شك همان گونه كه در گذشته ديدگاه هاى مردسالارى و تحقيرآميز نسبت به زنان، به زيان هم مردان و هم زنان انجاميده است، باورهاى افراطى فمنيسم با ايده زن سالارى و زن مدارى نيز بيش از پيش به زيان زن و مرد خواهد بود. نگرش متعادل قرآن، نه آن تفريط را برمى تابد و نه اين افراط را، از نظر قرآن زن و مرد در انسانيّت برابرند، ولى از دو گونه خصلت برخوردارند. اين دوگانگى از ساختار جسمانى و عاطفى آن دو سرچشمه گرفته است، همان گونه كه آزادى و برابرى انسان ها از طبيعت آنها الهام گرفته، دوگانگى كارآيى و وظايف آنها نيز از ساختمان وجودى آن دو ريشه يافته است و به تعبير استاد مطهرى:
(زن و مرد دو ستاره اند در دو مدار مختلف، هركدام بايد در مدار خود و فلك خود حركت كند… شرط اصلى سعادت هريك از زن و مرد و در حقيقت جامعه بشرى، اين است كه دو جنس هريك در مدار خويش به حركت خود ادامه دهند. آزادى و برابرى آن گاه سود مى بخشد كه هيچ كدام از مدار و مسير طبيعى و فطرى خويش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتى آفريده قيام برضدّ فرمان فطرت و طبيعت است نه چيز ديگر.)1
از نظر استاد، اسلام با تعاليم آسمانى خود احياگر حقوق زن است، به ويژه قرآن در عصر نزولش گام هاى بلند و اساسى را به سود زن و حقوق او برداشت، ولى هرگز در اين ميان زن بودنِ زن و مردبودن مرد را ناديده نگرفت، بلكه زن را همان گونه ديد كه در طبيعت هست. زن در قرآن همان زنِ در طبيعت است. كتاب تشريع (قرآن) با كتاب تكوين (طبيعت) يك برداشت را ارائه كرده اند. اوج سخن از حقوق زن در قرآن، همين انطباق و هماهنگى است.

زن و مرد، داراى حقوق برابر يا همانند

ييكى از پرسش ها يا اشكال هايى كه بر نگرش حقوقى قرآن نسبت به زن شده اين است كه:
(اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مى دانست حقوق مشابه و مساوى با مرد براى او وضع مى كرد، لكن حقوق مشابه و مساوى براى او قائل نيست. پس زن را يك انسان واقعى نمى شمارد.)2
براى پاسخ دادن به اين اشكال، نخست بايد ديد كه آيا همسانى زن و مرد در حيثيّت انسانى و برابرى آنها از جهت انسانيّت و حقوق، به معناى تشابه و يك نواختى آنها در حقوق است، يا تساوى امرى غير از تشابه است.
استاد مطهرى در اين باره مى نويسد:
(تساوى غير از تشابه است، تساوى برابرى است و تشابه، يك نواختى; ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى (از جهت ارزشى) ميان فرزندان خود تقسيم كند، امّا به طور متشابه تقسيم نكند. مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت خانه داشته باشد و هم ملك مزروعى و هم مستغلات تجارى، ولى نظر به اينكه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده است، در يكى ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را تقسيم كند، با در نظرگرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد، به هركدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلاً آزمايش استعداديابى آن را مناسب يافته است.)3
وى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در همه موارد ميان حقوق مردان و زنان همانندى نيست و در برخى موارد تفاوت ديده مى شود، به طور گسترده و در ضمن چند محور زير بحث را پى گرفته و در پرتو آيات قرآن بررسى كرده است:
1. جايگاه زن در آفرينش
2. تفاوت هاى طبيعى در آفرينش زن و مرد.
3. فلسفه ناهمانندى حقوق و وظايف زن و مرد.

الف: جايگاه زن در آفرينش

به نظر استاد مطهرى، قرآن با تفسير آفرينش، زيربناى مقررات امور اجتماعى از قبيل مالكيّت، حكومت، حقوق خانوادگى و… را بيان داشته است.
قرآن كريم برخلاف ديگر منابعى كه امروز به عنوان كتب آسمانى معرفى شده اند، سرشت و خلقت نخستين زن را احترام آميز مى داند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است.
قرآن با كمال صراحت در آيات متعدّدى مى فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده ايم:4
(ياايها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً…) نساء / 1
اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، آن كه شما را از يك نفس (جنس) آفريد و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسيار پديد آورد.
ييعنى آفرينش انسان چه مرد و چه زن از يك جنس و به يك گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گل) آدم آفريده است. جنس آدم و حوّا يكى است و آفرينش آن دو از خاك است. در آيات ديگر نيز به صراحت اشاره شده كه زن و مرد در آفرينش يكسانند و هيچ يك بر ديگرى امتيازى ندارند.
اين درحالى است كه تورات موجود، زن را از ماده اى حقيرتر از سرشت مرد، معرفى كرده است و معتقد است كه وجود زن، طفيلى وجود مرد است و از دنده چپ مرد آفريده شده است:
(خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا جفت و يكى از دنده هايش را گرفت و گوشت جايش پر كرد. و خداوند خدا آن دنده را از آدم گرفته بود، زنى بنا كرد و وى را به نزد آدم آورد.)5
امّا در قرآن چنين امتيازى ميان زن و مرد ديده نمى شود، چنان كه در سوره زمر به آفرينش همانند و يگانه زن و مرد اشاره مى كند و تفاوتى يا امتيازى ويژه براى زن يا مرد قائل نيست:
(خلقكم من نفس واحدة ثمّ جَعَلَ منها زَوجها…) زمر / 6
شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد.
در سوره اعراف نيز مى خوانيم:
(هو الّذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن اليها…)
اعراف / 189
اوست كه همه شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد تا به او آرامش يابد.

زن و مرد، داراى سرشتى يگانه

قرآن براى تمام انسان ها، چه زن و چه مرد، شخصيّت و فطرت مشتركى را قائل است و خميرمايه اوليّه آنها را در آفرينش يكسان مى داند.
(فأقم وجهك للذين حنيفاً فطرت الله الّتى فطر النّاس عليها…) روم / 30
به يكتاپرستى روى به دين آور. سرشتى است كه خدا همه مردم را بدان سرشت آفريده است.
در آثاراستاد مطهرى، فطرت يا سرشت (حالت خاص و نوع خاص از آفرينش) است، و به عبارت ديگر، گونه خاصى است از ساختار خلقى، سرشتى و سمت و سويى كه انسان در آغاز آفرينش خود و پيش از قرارگرفتن در شعاع تأثير عوامل تربيتى، تاريخى، اجتماعى و جغرافيايى دارد.6
در داستان پررمز و راز آفرينش آدم، زن و مرد هر دو با يك مقام در بهشت نخستين استقرار يافته و از نعمت هاى آن بهره مند بوده اند. در هبوط، توبه، مقام قرب، هم سخنى با خداوند، هم سنگرى در برابر شيطان، همگونى در خلافت الهى و… با يكديگر مشتركند. اين همسانى زن و مرد در قصّه آدم و حوّا، ديدگاه قرآن را نسبت به زن آشكار مى سازد كه در آفرينش تفاوتى ميزان زن و مرد نيست.
ولى با كمال تأسّف آنچه در ديگر كتب آسمانى به عنوان وحى آسمانى باقى مانده ـ كه از ديدگاه ما تحريف شده و خلط يافته است ـ زن را مايه گمراهى و گناه معرفى كرده است، چنان كه در تورات مى خوانيم:
(و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا، پس از ميوه اش گرفته بخورد، و به شوهر خود نيز داد و او خورد… خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت كجا هستي… آيا از آن درختى كه تو را قدغن كردم كه آن را نخورى خوردى. آدم گفت اين زنى كه قرين من ساختى وى از ميوه درخت به من داد و خوردم… به آدم گفت چون كه سخن زوجه ات را شنيدى و از آن درخت خوردى كه امر فرموده گفتم از آن نخورى پس به سبب تو زمين ملعون شد.)7
استاد مطهرى در نقد اين نگرش بدبينانه و تحقيرآميز مى نويسد:
(يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است، از وجود زن شرّ و وسوسه برمى خيزد، زن شيطان كوچك است، مى گويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده اند زنى درآن دخالت داشته است، مى گويند مرد در ذات خود از گناه مبرّا است و اين زن است كه مرد را به گناه مى كشاند، مى گويند شيطان مستقيماً در وجود مرد راه نمى يابد و فقط از طريق زن است كه مردان را مى فريبد، شيطان، زن را وسوسه مى كند و زن، مرد را….)8
قرآن داستان آدم و حوّا را در موارد گوناگون بيان كرده، امّا هرگز سخن از شيطان بودن زن يا وسيله گناه بودن او به ميان نياورده است، بلكه معتقد است هريك از مرد و زن اگر گناهى مرتكب شوند، خود مسوٌول كردار خودشان شناخته شده اند.
(قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطانى را به ميان مى كشد، ضميرها را به شكل (تثنيه) مى آورد، مى گويد: (فوسوس لهما الشيطان)، شيطان آن دو را وسوسه كرد. (فدلاّهما بغُرور)، شيطان آن دو را به فريب راهنمايى كرد، (وقاسمهما انّى لكما من الناصحين)، يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خيرآنها را نمى خواهد.)9
چنان كه ملاحظه مى شود، قرآن زن را از باورهاى رايج و بدبينانه آن زمان تبرئه كرد و او را از اينكه عنصر گناه و عامل انحراف مرد يا دست نشانده شيطان باشد مبرّا دانست.

دست يابى زن به كمالات معنوى، همانند مرد

ييكى ديگر از نظريات تحقيرآميز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و اديان تحريف شده، آن بود كه زن از جهت توانايى هاى معنوى و روحانى ضعيف است و نمى تواند به مراتب عالى معنوى راه يابد و به مقام قرب الهى برسد! امّا در ديدگاه قرآن كريم تفاوتى ميان زن و مرد در امكان پيمودن راه هاى قرب الهى و كسب مقامات عاليه اخروى نيست، و در اين ميان جنسيت دخالت ندارد. چه زن و چه مرد، هريك كه خردمندانه و در فرصت حيات دنيايى به شايستگى عمل كند، در آخرت نيز پاداش هاى بزرگ و مقامات عالى را به دست مى آورد. استاد شهيد در اين باره مى نويسد:
(قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيّت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدّيسى از يك زن بزرگ و قدّيسه ياد مى كند، و از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايست براى شوهران شان ذكر مى كند، از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است، گويى قرآن خواسته است درداستان ها توازن را حفظ كند و قهرمانان داستان ها را منحصر به مردان ننمايد.)10
در تاريخ قرآن و داستان هايى كه آيات الهى بيان مى دارند، مادر حضرت موسى و نيز مادر حضرت عيسى به مقامى مى رسند كه بدانها وحى مى شود و ملائكه با آنها سخن مى گويند. حضرت مريم به جايى مى رسد كه از غيب، مواهب الهى به او روزى مى رسد و بر خانِ معنويت و كمالات الهى مى نشيند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 11:41

اسلام چيزهايى را به عنوان حق زن دانسته و چيزهايى را حق او ندانسته، وى را از آن محروم كرده است، كه هيچ كدام با ماهيت زن سازگار نيست. مثلاً گرفتن دستمزد بابت كار در خانه را جزو حقوق زنان به حساب آورده است در حالى كه زنان به طور طبيعى آن را جزء حقوق خود محسوب نمى كنند، تا به دنبال دست يابى آن باشند. اما از سوى ديگر اسلام زن را از چيزهايى مانند حق تحصيل، خروج از منزل منع كرده است. در حالى كه تحصيل دانش، راه كسب كمال است، و رسيدن به كمال، حق طبيعى هر انسانى است و نمى تواند زن را از آن محروم و يا منوط به اجازه ديگران كرد.

در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:

الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.

ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟

پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛

ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.

د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.

فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.

احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 11:41

از جمله ديدگاه هاى منفى كه در جوامع بشرى نسبت به زن مطرح بوده، اين است كه اساساً آفرينش زن طفيل وجود مرد است، زن آفريده شده است تا نيازهاى مرد را برآورده سازد و به همين نسبت ارزش گذارى و منزلت اجتماعى زن در مقايسه مرد، فرعى و حاشيه اى به حساب مى آيد!
امّا قرآن، هيچ يك از زن و مرد را فرع وجود ديگرى ندانسته است، بلكه هردو را در عرض هم و تكميل كننده يكديگر به شمار آورده است.
(هرگز نمى گويد زن براى مرد آفريده شده است، اسلام مى گويد هريك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند.)11
(… هنّ لباس لكم وأنتم لباس لهنّ…) بقره / 187
زنان زينت و پوشش مردان، و مردان نيز زينت و پوشش زنان هستند.
ييعنى زن و مرد يكديگر را از انحراف ها نگاه مى دارند، نارسايى هاى يكديگر را مى پوشانند و وسيله آسايش يكديگرند. از اين رو هريك زينت ديگرى به شمار مى آيد. اين تعبير آيه نهايت ارتباط معنوى زن و مرد و نزديكى و مساوات آنها را روشن مى سازد. همـان تعبير كه درباره مردان آمده درباره زنان نيز بدون كم و كاست آمده است.

وجود زن، مايه آرامش مرد

از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13

ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد

استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.

ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد

شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17

مهريه در نظام حقوق قرآنى

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 11:41

viagra information dosage no new posts
viagra online viagra dosing options status
<a href="http://viagraonline-us.com" >viagra online</a> - viagra dose
viagra 5mg canada retu to board index

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 5:05

زن، به عنوان نيمى از بشريت و عضوى جدّى و غيرقابل چشم پوشى در كانون بزرگ جامعه انسانى و نيز به عنوان يكى از دو ركن پديدآورنده بنيان خانواده، در طول تاريخ، داورى هاى گوناگونى را نسبت به خود ديده است و شرايط بسيار ناهمگون و نامساعدى را پشت سر نهاده است.
نگاهى گذرا به تاريخ چنين مى نمايد كه زن در بيشتر مقاطع و در بيشتر جوامع از نوعى محروميّت رنج برده است و حقوق انسانى او تحت سلطه و سيطره مردان و فرهنگ مردسالارى تضييع شده است.
اين برداشت، اگر همه جانبه و دقيق نباشد، امّا با آنچه رخ داده است يكسره ناسازگار نيست. چنان كه مانند اين تضييع حقوق را در مورد كودكان و نيز طبقات ضعيف اجتماعى نيز مى توان مشاهده كرد. و چه بسا بتوان ادّعا كرد، ستمى كه بر صالحان و مصلحان و پيامبران و دادخواهان حقوق انسان در تاريخ بشر رفته است، بيشترين و طاقت فرساترين بوده است، امّا نمى توان از نظر دور داشت كه هركدام از اين ستمديدگى ها دلايل خاص خود را داشته است.
اگر بخواهيم عوامل تأثيرگذار بر حقوق زنان در جوامع بشرى را به اجمال مورد توجّه قرار دهيم، بخشى از آنها در زمره عوامل طبيعى و برخى در قلمرو شرايط اجتماعى و كاركردى جاى مى گيرد و بعضى به باورها و انگاره هاى فرهنگى باز مى گردد.
تحقيق درباره اين عوامل و سهم هريك در شكل گيرى حقوق انسانى و اجتماعى زنان، خود نياز به پژوهشى جداگانه دارد و ما در اين نوشته تنها درصدد اين هستيم كه موضوع حقوق زن را در آثار استاد مطهرى(ره) مورد بررسى قرار دهيم، آن هم از زاويه استنادهاى ايشان به قرآن و باورهاى وحيانى، چرا كه آيات قرآن و نظريه هاى اسلامى در زمينه شخصيت و حقوق زن، خود تشكيل دهنده فرهنگ يا بخش مهمّى از فرهنگ جوامع اسلامى است.
چنان كه اشاره شد، شرايط اجتماعى و فرهنگى از جمله عوامل مهمّ رويكرد به حقوق زن و نوع نگرش و پردازش به آن است، و اين امر سبب شده است تا موضوع (حقوق زن) در عصر حاضر با توجّه به دگرگونى هاى مهمّ اجتماعى و فرهنگى با شدّت و جدّيت بيشترى مطرح شود، و گاه با (فمنيسم) به نگرش ها و اظهارنظرهاى افراطى بينجامد!
در اين فضاى پرتحوّل كه بيشتر ابعاد زندگى و فرهنگى و روابط انسانى و اجتماعى دستخوش تغييرات و تجديدنظرهاى بنيادى قرار گرفته است، بى ترديد نگاه عطشناك و تحوّل طلب و انتقادگر نسل حاضر متوجّه آموزه هاى دينى و قرآنى نيز شده است و تلاش مى كند تا پاسخ پرسش هاى زير را بيابد:
1. از ديدگاه قرآن، زن چگونه موجودى است؟
2. آيا زن از جهت شرافت و حيثيّت انسانى با مرد برابر است؟
3. دين براى زن و مرد، يك نوع حقوق و وظيفه و يا كيفر قرار داده يا تبعيض و تفاوت قائل شده است؟
4. آيا وضع قوانين نسبت به زن و مرد يكسان و مشابه است؟
5. نگرش دين به زن، نگرشى همراه با تكريم است يا تحقير؟
6. آيا وضع مقررات ويژه اى مانند مهريه، وجوب نفقه زن بر مرد، حق مرد در طلاق، نصف بودن ارث زن، جواز تعدّد زوجات براى مردان، شهادت دو زن به جاى يك مرد، رياست خانوادگيِ مرد، حق حضانت كودك و… نشانگر نگاه دين به زن به عنوان موجودى ضعيف تر و پايين تر نيست و اين تفاوت ها اهانت به زن و تضييع حقوق او نيست؟
7. حضور كم رنگ زن در عرصه هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى و قرار گرفتن او در حجاب و عفاف، مانع دست يابى او به حقوقش نيست؟
اين بحث ها در زمان مرحوم شهيد مطهرى مطرح بوده است، امّا نه به اندازه امروز كه گروه هاى فمنيست تلاش هاى جدّى دارند و تشكل هايى را پديد آورده اند كه زنان را به گزينش صفات مردانه تشويق مى كنند، و سعى در جايگزينى زن به جاى مرد در همه عرصه ها دارند، و براى دست يابى به برابرى زن و مرد خواستار تجديد ساختار جامعه شده اند، زيرا نظام كنونى جامعه به گمان آنها حاصل قرن ها تسلط مردانه است. اينان خواستار نابودى گرايش ها و پندارهاى سنّتى هستند و راه حلى كه براى احقاق حقوق زن پيشنهاد مى كنند، يك نوع راه حل ضدّدينى است كه بايد هرگونه توصيه اى كه دين، طبيعت، سنّت يا خانواده ارائه مى دهد در آن ناديده گرفته شود.
بدون شك همان گونه كه در گذشته ديدگاه هاى مردسالارى و تحقيرآميز نسبت به زنان، به زيان هم مردان و هم زنان انجاميده است، باورهاى افراطى فمنيسم با ايده زن سالارى و زن مدارى نيز بيش از پيش به زيان زن و مرد خواهد بود. نگرش متعادل قرآن، نه آن تفريط را برمى تابد و نه اين افراط را، از نظر قرآن زن و مرد در انسانيّت برابرند، ولى از دو گونه خصلت برخوردارند. اين دوگانگى از ساختار جسمانى و عاطفى آن دو سرچشمه گرفته است، همان گونه كه آزادى و برابرى انسان ها از طبيعت آنها الهام گرفته، دوگانگى كارآيى و وظايف آنها نيز از ساختمان وجودى آن دو ريشه يافته است و به تعبير استاد مطهرى:
(زن و مرد دو ستاره اند در دو مدار مختلف، هركدام بايد در مدار خود و فلك خود حركت كند… شرط اصلى سعادت هريك از زن و مرد و در حقيقت جامعه بشرى، اين است كه دو جنس هريك در مدار خويش به حركت خود ادامه دهند. آزادى و برابرى آن گاه سود مى بخشد كه هيچ كدام از مدار و مسير طبيعى و فطرى خويش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتى آفريده قيام برضدّ فرمان فطرت و طبيعت است نه چيز ديگر.)1
از نظر استاد، اسلام با تعاليم آسمانى خود احياگر حقوق زن است، به ويژه قرآن در عصر نزولش گام هاى بلند و اساسى را به سود زن و حقوق او برداشت، ولى هرگز در اين ميان زن بودنِ زن و مردبودن مرد را ناديده نگرفت، بلكه زن را همان گونه ديد كه در طبيعت هست. زن در قرآن همان زنِ در طبيعت است. كتاب تشريع (قرآن) با كتاب تكوين (طبيعت) يك برداشت را ارائه كرده اند. اوج سخن از حقوق زن در قرآن، همين انطباق و هماهنگى است.

زن و مرد، داراى حقوق برابر يا همانند

ييكى از پرسش ها يا اشكال هايى كه بر نگرش حقوقى قرآن نسبت به زن شده اين است كه:
(اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مى دانست حقوق مشابه و مساوى با مرد براى او وضع مى كرد، لكن حقوق مشابه و مساوى براى او قائل نيست. پس زن را يك انسان واقعى نمى شمارد.)2
براى پاسخ دادن به اين اشكال، نخست بايد ديد كه آيا همسانى زن و مرد در حيثيّت انسانى و برابرى آنها از جهت انسانيّت و حقوق، به معناى تشابه و يك نواختى آنها در حقوق است، يا تساوى امرى غير از تشابه است.
استاد مطهرى در اين باره مى نويسد:
(تساوى غير از تشابه است، تساوى برابرى است و تشابه، يك نواختى; ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى (از جهت ارزشى) ميان فرزندان خود تقسيم كند، امّا به طور متشابه تقسيم نكند. مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت خانه داشته باشد و هم ملك مزروعى و هم مستغلات تجارى، ولى نظر به اينكه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده است، در يكى ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را تقسيم كند، با در نظرگرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد، به هركدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلاً آزمايش استعداديابى آن را مناسب يافته است.)3
وى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در همه موارد ميان حقوق مردان و زنان همانندى نيست و در برخى موارد تفاوت ديده مى شود، به طور گسترده و در ضمن چند محور زير بحث را پى گرفته و در پرتو آيات قرآن بررسى كرده است:
1. جايگاه زن در آفرينش
2. تفاوت هاى طبيعى در آفرينش زن و مرد.
3. فلسفه ناهمانندى حقوق و وظايف زن و مرد.

الف: جايگاه زن در آفرينش

به نظر استاد مطهرى، قرآن با تفسير آفرينش، زيربناى مقررات امور اجتماعى از قبيل مالكيّت، حكومت، حقوق خانوادگى و… را بيان داشته است.
قرآن كريم برخلاف ديگر منابعى كه امروز به عنوان كتب آسمانى معرفى شده اند، سرشت و خلقت نخستين زن را احترام آميز مى داند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است.
قرآن با كمال صراحت در آيات متعدّدى مى فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده ايم:4
(ياايها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً…) نساء / 1
اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، آن كه شما را از يك نفس (جنس) آفريد و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسيار پديد آورد.
ييعنى آفرينش انسان چه مرد و چه زن از يك جنس و به يك گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گل) آدم آفريده است. جنس آدم و حوّا يكى است و آفرينش آن دو از خاك است. در آيات ديگر نيز به صراحت اشاره شده كه زن و مرد در آفرينش يكسانند و هيچ يك بر ديگرى امتيازى ندارند.
اين درحالى است كه تورات موجود، زن را از ماده اى حقيرتر از سرشت مرد، معرفى كرده است و معتقد است كه وجود زن، طفيلى وجود مرد است و از دنده چپ مرد آفريده شده است:
(خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا جفت و يكى از دنده هايش را گرفت و گوشت جايش پر كرد. و خداوند خدا آن دنده را از آدم گرفته بود، زنى بنا كرد و وى را به نزد آدم آورد.)5
امّا در قرآن چنين امتيازى ميان زن و مرد ديده نمى شود، چنان كه در سوره زمر به آفرينش همانند و يگانه زن و مرد اشاره مى كند و تفاوتى يا امتيازى ويژه براى زن يا مرد قائل نيست:
(خلقكم من نفس واحدة ثمّ جَعَلَ منها زَوجها…) زمر / 6
شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد.
در سوره اعراف نيز مى خوانيم:
(هو الّذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن اليها…)
اعراف / 189
اوست كه همه شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد تا به او آرامش يابد.

زن و مرد، داراى سرشتى يگانه

قرآن براى تمام انسان ها، چه زن و چه مرد، شخصيّت و فطرت مشتركى را قائل است و خميرمايه اوليّه آنها را در آفرينش يكسان مى داند.
(فأقم وجهك للذين حنيفاً فطرت الله الّتى فطر النّاس عليها…) روم / 30
به يكتاپرستى روى به دين آور. سرشتى است كه خدا همه مردم را بدان سرشت آفريده است.
در آثاراستاد مطهرى، فطرت يا سرشت (حالت خاص و نوع خاص از آفرينش) است، و به عبارت ديگر، گونه خاصى است از ساختار خلقى، سرشتى و سمت و سويى كه انسان در آغاز آفرينش خود و پيش از قرارگرفتن در شعاع تأثير عوامل تربيتى، تاريخى، اجتماعى و جغرافيايى دارد.6
در داستان پررمز و راز آفرينش آدم، زن و مرد هر دو با يك مقام در بهشت نخستين استقرار يافته و از نعمت هاى آن بهره مند بوده اند. در هبوط، توبه، مقام قرب، هم سخنى با خداوند، هم سنگرى در برابر شيطان، همگونى در خلافت الهى و… با يكديگر مشتركند. اين همسانى زن و مرد در قصّه آدم و حوّا، ديدگاه قرآن را نسبت به زن آشكار مى سازد كه در آفرينش تفاوتى ميزان زن و مرد نيست.
ولى با كمال تأسّف آنچه در ديگر كتب آسمانى به عنوان وحى آسمانى باقى مانده ـ كه از ديدگاه ما تحريف شده و خلط يافته است ـ زن را مايه گمراهى و گناه معرفى كرده است، چنان كه در تورات مى خوانيم:
(و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا، پس از ميوه اش گرفته بخورد، و به شوهر خود نيز داد و او خورد… خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت كجا هستي… آيا از آن درختى كه تو را قدغن كردم كه آن را نخورى خوردى. آدم گفت اين زنى كه قرين من ساختى وى از ميوه درخت به من داد و خوردم… به آدم گفت چون كه سخن زوجه ات را شنيدى و از آن درخت خوردى كه امر فرموده گفتم از آن نخورى پس به سبب تو زمين ملعون شد.)7
استاد مطهرى در نقد اين نگرش بدبينانه و تحقيرآميز مى نويسد:
(يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است، از وجود زن شرّ و وسوسه برمى خيزد، زن شيطان كوچك است، مى گويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده اند زنى درآن دخالت داشته است، مى گويند مرد در ذات خود از گناه مبرّا است و اين زن است كه مرد را به گناه مى كشاند، مى گويند شيطان مستقيماً در وجود مرد راه نمى يابد و فقط از طريق زن است كه مردان را مى فريبد، شيطان، زن را وسوسه مى كند و زن، مرد را….)8
قرآن داستان آدم و حوّا را در موارد گوناگون بيان كرده، امّا هرگز سخن از شيطان بودن زن يا وسيله گناه بودن او به ميان نياورده است، بلكه معتقد است هريك از مرد و زن اگر گناهى مرتكب شوند، خود مسوٌول كردار خودشان شناخته شده اند.
(قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطانى را به ميان مى كشد، ضميرها را به شكل (تثنيه) مى آورد، مى گويد: (فوسوس لهما الشيطان)، شيطان آن دو را وسوسه كرد. (فدلاّهما بغُرور)، شيطان آن دو را به فريب راهنمايى كرد، (وقاسمهما انّى لكما من الناصحين)، يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خيرآنها را نمى خواهد.)9
چنان كه ملاحظه مى شود، قرآن زن را از باورهاى رايج و بدبينانه آن زمان تبرئه كرد و او را از اينكه عنصر گناه و عامل انحراف مرد يا دست نشانده شيطان باشد مبرّا دانست.

دست يابى زن به كمالات معنوى، همانند مرد

ييكى ديگر از نظريات تحقيرآميز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و اديان تحريف شده، آن بود كه زن از جهت توانايى هاى معنوى و روحانى ضعيف است و نمى تواند به مراتب عالى معنوى راه يابد و به مقام قرب الهى برسد! امّا در ديدگاه قرآن كريم تفاوتى ميان زن و مرد در امكان پيمودن راه هاى قرب الهى و كسب مقامات عاليه اخروى نيست، و در اين ميان جنسيت دخالت ندارد. چه زن و چه مرد، هريك كه خردمندانه و در فرصت حيات دنيايى به شايستگى عمل كند، در آخرت نيز پاداش هاى بزرگ و مقامات عالى را به دست مى آورد. استاد شهيد در اين باره مى نويسد:
(قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيّت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدّيسى از يك زن بزرگ و قدّيسه ياد مى كند، و از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايست براى شوهران شان ذكر مى كند، از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است، گويى قرآن خواسته است درداستان ها توازن را حفظ كند و قهرمانان داستان ها را منحصر به مردان ننمايد.)10
در تاريخ قرآن و داستان هايى كه آيات الهى بيان مى دارند، مادر حضرت موسى و نيز مادر حضرت عيسى به مقامى مى رسند كه بدانها وحى مى شود و ملائكه با آنها سخن مى گويند. حضرت مريم به جايى مى رسد كه از غيب، مواهب الهى به او روزى مى رسد و بر خانِ معنويت و كمالات الهى مى نشيند.

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 3:01

اسلام چيزهايى را به عنوان حق زن دانسته و چيزهايى را حق او ندانسته، وى را از آن محروم كرده است، كه هيچ كدام با ماهيت زن سازگار نيست. مثلاً گرفتن دستمزد بابت كار در خانه را جزو حقوق زنان به حساب آورده است در حالى كه زنان به طور طبيعى آن را جزء حقوق خود محسوب نمى كنند، تا به دنبال دست يابى آن باشند. اما از سوى ديگر اسلام زن را از چيزهايى مانند حق تحصيل، خروج از منزل منع كرده است. در حالى كه تحصيل دانش، راه كسب كمال است، و رسيدن به كمال، حق طبيعى هر انسانى است و نمى تواند زن را از آن محروم و يا منوط به اجازه ديگران كرد.

در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:

الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.

ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟

پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛

ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.

د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.

فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.

احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 3:01

از جمله ديدگاه هاى منفى كه در جوامع بشرى نسبت به زن مطرح بوده، اين است كه اساساً آفرينش زن طفيل وجود مرد است، زن آفريده شده است تا نيازهاى مرد را برآورده سازد و به همين نسبت ارزش گذارى و منزلت اجتماعى زن در مقايسه مرد، فرعى و حاشيه اى به حساب مى آيد!
امّا قرآن، هيچ يك از زن و مرد را فرع وجود ديگرى ندانسته است، بلكه هردو را در عرض هم و تكميل كننده يكديگر به شمار آورده است.
(هرگز نمى گويد زن براى مرد آفريده شده است، اسلام مى گويد هريك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند.)11
(… هنّ لباس لكم وأنتم لباس لهنّ…) بقره / 187
زنان زينت و پوشش مردان، و مردان نيز زينت و پوشش زنان هستند.
ييعنى زن و مرد يكديگر را از انحراف ها نگاه مى دارند، نارسايى هاى يكديگر را مى پوشانند و وسيله آسايش يكديگرند. از اين رو هريك زينت ديگرى به شمار مى آيد. اين تعبير آيه نهايت ارتباط معنوى زن و مرد و نزديكى و مساوات آنها را روشن مى سازد. همـان تعبير كه درباره مردان آمده درباره زنان نيز بدون كم و كاست آمده است.

وجود زن، مايه آرامش مرد

از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13

ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد

استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.

ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد

شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17

مهريه در نظام حقوق قرآنى

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 3:01

sac county sheriff inmate search golden co
prisoners search fl los angeles county jail
employment background check online mn
driving background check usa hockey coaching
information system background pdf filetype is there any way to get pregnant without having intercourse cost of background check on myself for free personals .
pierce county arrest records auditor public in a background check what is revealed wisconsin free background pics christmas .
cheapest criminal background check ohio certified criminal background check coecticut state local police check how to getting victorian .
temp employment agencies atlanta ga houston police department jail records pre screening definition medical .
dallas jail house phone number how to obtain a background check for yourself from the fbi criminal law information survival kit .
are birth records public los angeles ca county secure background check washington state forms divorce notices pittsburgh .

lower property taxes mchenry county il background check instant la state police background check industry education verification gpa .
police criminal history record check yorkshire candidate background check govement jobs check call history vodafone number .
public records directory dade county georgia probate renters background check vote results search background check virginia beach va .
iowa ymca swimming records conduct a background check questions sample giles county va arrest records .
employment assessment test college practice background of a report qualitative study background check definition education .
police reference number for lost property information on someone noise pollution with pictures verizon employment verification telephone number .

wayne county michigan public criminal records
do all employers do background checks mcdonalds
dentist background check websites visited
need background check califoia law 7 year rule

malaysian govement immigration website what is a local background check ups do traffic arrest record florida search .
arapahoe county arrest records colorado inmate name search ventura county juvenile hall background check resume delaware ohio .
sarasota jail inmate offender search criminal background check nj bc form dallas police department zip code .
real free background check education in mauritius private investigator fraud virginia jobs personal training jobs newcastle nsw .
how to find divorce records online for free new york state how to get your criminal background check employment take biological parents search jacksonville .
small business records loans bad credit european criminal records check free background check pa richmond va .

how to see your background check quick professional background check how long does it take to get results arrest records for washington county florida .
back to nature background aquarium free background check by name virginia montana state court records search .
civil court lawsuit new orleans getting criminal records delaware county pa public land real background check gun control .
name and addresses personality analysis free background checks lifeway screening meaning in recruitment us .
youngstown ohio police reports employment background check limitations my police report las vegas metro pd .
fremont nebraska arrest records full criminal background check irish form background check by name va state police criminal .

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 1:17

two hawk employment services durham nc
ellensburg jail inmate lookup
immigration background check education history
what does background check search for a job take do
search records free gregg county tx public background check online job offer rescinded after broward county clerk of courts criminal division .
inmate information florida sheriff my criminal background check ohio free i want to create an email address on gmail .
get a califoia long form birth certificate run a background check kansas state police background to a studies lesson plans 2nd grade social skills .
public records inteet delaware county ohio free consumer background check delay firearm pre employment process electrician sait .
arrest records pontiac mi landlord background checks zerochaos order a criminal background check show warrants .
how to write employee history letter of reference for a bad background check authorization years califoia wake county nc divorce records .

az public court records search criminal justice history master degree online search for adele someone like you on keyboard tutorial guitar .
maryland divorce self help after background check employment new york state court system unlimited background check that are really free .
private investigator jobs fort lauderdale background check industry nj laws background check resume yourself .
what is a bail bondsman job local police background check regional criminal background check form .
information on an inmate nyc riker island police station records jaipur city unlimited background check lexisnexis .
background check consist of bill details background check services for landlords and credit report public records address search history .

public records checks volusia county property
cheapest criminal background check ohio free online florida
background of a person forest
criminal court system in england and wales

putnam county jail log mugshots wv private financial investigator malaysia johor bahru orange county sheriff department florida jobs .
fingerprint background check employment does it show current employer checkmate background search reviews looking for inmates in jail easte regional .
phone screen interview purpose los angeles county public arrest records search marriage records new haven coecticut .
inmate locator nyc wisconsin find records on someone a dating site by their email hasco lek maraton wrocЕ‚aw wyniki .
search my criminal records los angeles county free real background check questions sample doing a background check on someone get the job .
online examination system project report pdf employee background check policy university of califoia federal penitentiary inmates yazoo ms address .

miami dade county mugshot search greenville county south carolina property tax records south carolina employment security commission anderson sc .
what is grey divorce global background check what shows up jackson county mo divorce decree .
landlord tenancy act bc contact florida arrest history information on background checks best .
person search engines meaning computer screening background check forms free employment access background check questions asked .
search my criminal records miami dade county fl court background check process for employee califoia law fulton county vital records location .
solano county jail inmate search holding facility background check interview how long does it take for employment credit checks services for landlords ruing .

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 23:05

free new jersey marriage records search
comprehensive background check zerochaos
locate street addresses
renter background check on myself for free
backgroundimage css repeat public background checks michigan inmates database search el paso county jail aex .
social security administration work history jackson ms phone number nursing home criminal background checks oklahoma circuit court us .
houston jail inmate escaped background check consent form mn duval county florida public records utah .
florida police report lookup public records databases ga marriage license find person usa via email address facebook .
pre flight security checks fsx usa criminal background check wi travel pre check credit card .
whatcom county public records request residential background check employment history how far back private investigator association toronto salary .

vital records in pesylvania renting background check nay califoia land public records victoria bc .
inmate status zaghouan goveorate background check status sites review fields in marketing careers .
pre hire assessment test results business background check before job offer in califoia how to get a free criminal background check arizona city .
define background check kroll long does take background check address louisiana criminal become private detective virginia .
crime in my area john kiriamiti divorce background check colorado gun shows united healthcare medicare solutions reviews .
arrest court info va easy way to get rid of fleas in the house background of writing zelda .

nevada public access court records
background check tenant definition
background of a person picture transparent in powerpoint
check public records el paso texas divorce

tenant background and credit check usa criminal justice background major salaries find lost friend keys tile .
look up peoples records dui arrest reliable background check by social security number free criminal free company address search by name and phone number in usa .
locator a sheriff la county califoia criminal records in califoia free search home video surveillance laws texas .
checking criminal records free dallas county public records on a person colorado springs background checks hawaii law by state of ohio .
affordable private investigator jackson ms can a person get hivaids through kissing arrest records in maryland westminster .
teach background check hawaii criminal background check arizona bill details real background check by employee do it show .

bakersfield ca arrest records uniforms get a background check online louisiana ohio civil records search online .
cover letter examples for newly graduated nurses access background check kansas city criminal simple background check illinois free criminal .
dui records quitman county vital how fast does a average person run a mile free king county criminal records .
free background check on someone phone numbers employment background check company how long for results free background checks online no registration instant .
divorce support knoxville san diego county califoia warrant search inmate info los angeles sheriff .
dallas police records quartermaster phone number accessing criminal records louisiana state find out inmate charges release date can .

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 23:05

do you need a credit check to get sky tv
arrest records bucks county
criminal record app on ipad
public records for businesses utah free online
how to post bail revoked your detailed background check report how to do a background checks for renting nexis take .
federal detention center inmate search in las vegas juvenile address public records new york free how to hide your whatsapp online status .
federal court access yuma arizona open criminal records las vegas judicial records texas .
can a sheriff arrested you payday loan have me background check address for employment history how far back does past job history papers gcse medicine through time practice .
office of vital records sc dhec educational background check utah bci criminal resident background check apps .
florence county sc divorce records bexar county district court records search police local crime unit virus removal avg .

criminal history record information search request form virginia employee background check service upon arkansas federal inmate search vaer .
medical staffing agencies in johnson city tn background check for companies hospitals do employers use houston tx jail inmates officer .
wayne county jail records background check on tenant zillow companies that hire without background checks employment .
criminal background check removal usa free online florida status of background check questions hillsborough county sheriff arrests k9 unit .
social security work history report online disability without best jail inmate search kansas city mo county criminal records police department .
public records in alachua county govement background check companies how long does it take check your area for crime my .

secure background check wi form
info on someone hurricane sandy
information about someone jupiter planets
companies that dont background check malaysia

free rental credit report karma criminal record database how to find someone public health federal prisons victorville califoia .
inmate search database wichita ks county jail how do i find someone in jail in florida hamilton county ia jail inmates .
certificate of marriage municipal form no 97 revised january 2007 fast background check policy shrm inmate info search il lake county .
public record lookup victoria immigration free criminal background checks in michigan ccdoc inmate search department of corrections tulsa .
criminal court proceedings zambia employer criminal background check dallas county los angeles county criminal records check .
jackson county oregon property tax rate tax records los angeles county califoia criminal records usa quebec .

accessing criminal record ke county superior court background check on renters nay polk county jail inmates florida .
history of employment in nigeria since 1960 how are background checks done work for employment bop inmate search ohio prisons free .
find wisconsin criminal records what is the best background check up on your criminal arkansas court records marriage .
califoia arrest search el paso tx companies that dont background check on inteational criminal instant tenant screening application pdf .
free employment history search a car florida arrest for child support enforcement agency miami county ohio health department records vancouver washington .
background check pa michigan employee release inmate search utah county jail full background check free utah .

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 21:11

Привет, не обижайтесь за нубовский вопрос...
Я тут увидела видеоролик на ютубе в котором описывали power bank tl pb10400.
Вот это видео - power bank tl pb10400
http://www.youtube.com/watch?v=KeONGZuiXv8
Каково ваше мнение - добротный этот powerbank, или лучше посмотреть на другие модели power bank?

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 21:11

security system prewire
how to find a persons information for free missing
crime scene investigation lesson plans middle school
cost of background check for employment califoia law
us naval criminal investigative service tv series 2 พากย์ไทย is there a way to check criminal records for free public access to court documents dc remote .
get birth certificate san beardino county employee background check company online railway employment records release .
private investigators search wiipeg mb free arrest records pa tenant credit score minimum a mortgage loan .
access to public information of texas local arrest records utah free public employment screening questions services ess .
how to file a police report tampa fl govement background check gun purchase form colorado information about person quran in urdu .
inmate database search nye county nv los angeles county califoia property taxes federal court search nsw judges their jobs .

how to file a police report bellingham wa how to get rid of mouth cold sores information on inmates south carolina death row .
doc department of corrections alaska jobs information on background check how far back does it go criminal background check maryland companies reviews .
social security number benefits background check list delaware free social security administration death queensbury ny .
how to become a federal investigator teessee extended background investigation kba court documents search quebec superior .
circuit court public records quincy public background check years rule special investigator calls .
arrest information phoenix arizona home background check companies for employers use background check price free online no credit card .

national public records arizona home sales
private financial investigator atlanta reviews
open criminal records jackson county missouri probate
perform a background check verizon wireless employees

how can i get my own background check yourself company public records jail texas txt record lookup tool .
monroe county public records online hays county deed records search my court records hillsborough county .
arizona property tax records pima county what do an education background check show fbi fingerprints how to get your work history online paste .
doc department of corrections richmond va get background check law in texas 7 year how to find an address free your computer server .
supreme court docket nl information about person jupiter planet wikipedia social security obituaries benefits statement .
divorce ca orange county sheriff blotter pay scale address public records virginia beach what is precheck airport qsf .

background check price kansas city police info on someone cats in heat free credit check for landlords home in memphis tn .
real estate check vancouver bc rentals agents check person background in florida lawyer civil court claims nyc king county clerk hours .
how to get a police check in nsw what is shown on a background check job entail oc jail inmates alabama .
how long does it take to get federal background check results free arrest records wyoming graham county az marriage records .
no credit check apartments in seattle wa what do employers see in a background check gun dealers use background check address history medical .
how much do insurance investigators ea free online background check reviews how to find a personal trainer near me .

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 18:27

صفحه بندی