زن و مرد، داراى حقوق برابر يا همانند
ييكى از پرسش ها يا اشكال هايى كه بر نگرش حقوقى قرآن نسبت به زن شده اين است كه:
(اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مى دانست حقوق مشابه و مساوى با مرد براى او وضع مى كرد، لكن حقوق مشابه و مساوى براى او قائل نيست. پس زن را يك انسان واقعى نمى شمارد.)2
براى پاسخ دادن به اين اشكال، نخست بايد ديد كه آيا همسانى زن و مرد در حيثيّت انسانى و برابرى آنها از جهت انسانيّت و حقوق، به معناى تشابه و يك نواختى آنها در حقوق است، يا تساوى امرى غير از تشابه است.
استاد مطهرى در اين باره مى نويسد:
(تساوى غير از تشابه است، تساوى برابرى است و تشابه، يك نواختى; ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى (از جهت ارزشى) ميان فرزندان خود تقسيم كند، امّا به طور متشابه تقسيم نكند. مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت خانه داشته باشد و هم ملك مزروعى و هم مستغلات تجارى، ولى نظر به اينكه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده است، در يكى ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را تقسيم كند، با در نظرگرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد، به هركدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلاً آزمايش استعداديابى آن را مناسب يافته است.)3
وى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در همه موارد ميان حقوق مردان و زنان همانندى نيست و در برخى موارد تفاوت ديده مى شود، به طور گسترده و در ضمن چند محور زير بحث را پى گرفته و در پرتو آيات قرآن بررسى كرده است:
1. جايگاه زن در آفرينش
2. تفاوت هاى طبيعى در آفرينش زن و مرد.
3. فلسفه ناهمانندى حقوق و وظايف زن و مرد.
الف: جايگاه زن در آفرينش
به نظر استاد مطهرى، قرآن با تفسير آفرينش، زيربناى مقررات امور اجتماعى از قبيل مالكيّت، حكومت، حقوق خانوادگى و… را بيان داشته است.
قرآن كريم برخلاف ديگر منابعى كه امروز به عنوان كتب آسمانى معرفى شده اند، سرشت و خلقت نخستين زن را احترام آميز مى داند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است.
قرآن با كمال صراحت در آيات متعدّدى مى فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده ايم:4
(ياايها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً…) نساء / 1
اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، آن كه شما را از يك نفس (جنس) آفريد و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسيار پديد آورد.
ييعنى آفرينش انسان چه مرد و چه زن از يك جنس و به يك گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گل) آدم آفريده است. جنس آدم و حوّا يكى است و آفرينش آن دو از خاك است. در آيات ديگر نيز به صراحت اشاره شده كه زن و مرد در آفرينش يكسانند و هيچ يك بر ديگرى امتيازى ندارند.
اين درحالى است كه تورات موجود، زن را از ماده اى حقيرتر از سرشت مرد، معرفى كرده است و معتقد است كه وجود زن، طفيلى وجود مرد است و از دنده چپ مرد آفريده شده است:
(خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا جفت و يكى از دنده هايش را گرفت و گوشت جايش پر كرد. و خداوند خدا آن دنده را از آدم گرفته بود، زنى بنا كرد و وى را به نزد آدم آورد.)5
امّا در قرآن چنين امتيازى ميان زن و مرد ديده نمى شود، چنان كه در سوره زمر به آفرينش همانند و يگانه زن و مرد اشاره مى كند و تفاوتى يا امتيازى ويژه براى زن يا مرد قائل نيست:
(خلقكم من نفس واحدة ثمّ جَعَلَ منها زَوجها…) زمر / 6
شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد.
در سوره اعراف نيز مى خوانيم:
(هو الّذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن اليها…)
اعراف / 189
اوست كه همه شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد تا به او آرامش يابد.
زن و مرد، داراى سرشتى يگانه
قرآن براى تمام انسان ها، چه زن و چه مرد، شخصيّت و فطرت مشتركى را قائل است و خميرمايه اوليّه آنها را در آفرينش يكسان مى داند.
(فأقم وجهك للذين حنيفاً فطرت الله الّتى فطر النّاس عليها…) روم / 30
به يكتاپرستى روى به دين آور. سرشتى است كه خدا همه مردم را بدان سرشت آفريده است.
در آثاراستاد مطهرى، فطرت يا سرشت (حالت خاص و نوع خاص از آفرينش) است، و به عبارت ديگر، گونه خاصى است از ساختار خلقى، سرشتى و سمت و سويى كه انسان در آغاز آفرينش خود و پيش از قرارگرفتن در شعاع تأثير عوامل تربيتى، تاريخى، اجتماعى و جغرافيايى دارد.6
در داستان پررمز و راز آفرينش آدم، زن و مرد هر دو با يك مقام در بهشت نخستين استقرار يافته و از نعمت هاى آن بهره مند بوده اند. در هبوط، توبه، مقام قرب، هم سخنى با خداوند، هم سنگرى در برابر شيطان، همگونى در خلافت الهى و… با يكديگر مشتركند. اين همسانى زن و مرد در قصّه آدم و حوّا، ديدگاه قرآن را نسبت به زن آشكار مى سازد كه در آفرينش تفاوتى ميزان زن و مرد نيست.
ولى با كمال تأسّف آنچه در ديگر كتب آسمانى به عنوان وحى آسمانى باقى مانده ـ كه از ديدگاه ما تحريف شده و خلط يافته است ـ زن را مايه گمراهى و گناه معرفى كرده است، چنان كه در تورات مى خوانيم:
(و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا، پس از ميوه اش گرفته بخورد، و به شوهر خود نيز داد و او خورد… خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت كجا هستي… آيا از آن درختى كه تو را قدغن كردم كه آن را نخورى خوردى. آدم گفت اين زنى كه قرين من ساختى وى از ميوه درخت به من داد و خوردم… به آدم گفت چون كه سخن زوجه ات را شنيدى و از آن درخت خوردى كه امر فرموده گفتم از آن نخورى پس به سبب تو زمين ملعون شد.)7
استاد مطهرى در نقد اين نگرش بدبينانه و تحقيرآميز مى نويسد:
(يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است، از وجود زن شرّ و وسوسه برمى خيزد، زن شيطان كوچك است، مى گويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده اند زنى درآن دخالت داشته است، مى گويند مرد در ذات خود از گناه مبرّا است و اين زن است كه مرد را به گناه مى كشاند، مى گويند شيطان مستقيماً در وجود مرد راه نمى يابد و فقط از طريق زن است كه مردان را مى فريبد، شيطان، زن را وسوسه مى كند و زن، مرد را….)8
قرآن داستان آدم و حوّا را در موارد گوناگون بيان كرده، امّا هرگز سخن از شيطان بودن زن يا وسيله گناه بودن او به ميان نياورده است، بلكه معتقد است هريك از مرد و زن اگر گناهى مرتكب شوند، خود مسوٌول كردار خودشان شناخته شده اند.
(قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطانى را به ميان مى كشد، ضميرها را به شكل (تثنيه) مى آورد، مى گويد: (فوسوس لهما الشيطان)، شيطان آن دو را وسوسه كرد. (فدلاّهما بغُرور)، شيطان آن دو را به فريب راهنمايى كرد، (وقاسمهما انّى لكما من الناصحين)، يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خيرآنها را نمى خواهد.)9
چنان كه ملاحظه مى شود، قرآن زن را از باورهاى رايج و بدبينانه آن زمان تبرئه كرد و او را از اينكه عنصر گناه و عامل انحراف مرد يا دست نشانده شيطان باشد مبرّا دانست.
دست يابى زن به كمالات معنوى، همانند مرد
ييكى ديگر از نظريات تحقيرآميز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و اديان تحريف شده، آن بود كه زن از جهت توانايى هاى معنوى و روحانى ضعيف است و نمى تواند به مراتب عالى معنوى راه يابد و به مقام قرب الهى برسد! امّا در ديدگاه قرآن كريم تفاوتى ميان زن و مرد در امكان پيمودن راه هاى قرب الهى و كسب مقامات عاليه اخروى نيست، و در اين ميان جنسيت دخالت ندارد. چه زن و چه مرد، هريك كه خردمندانه و در فرصت حيات دنيايى به شايستگى عمل كند، در آخرت نيز پاداش هاى بزرگ و مقامات عالى را به دست مى آورد. استاد شهيد در اين باره مى نويسد:
(قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيّت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدّيسى از يك زن بزرگ و قدّيسه ياد مى كند، و از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايست براى شوهران شان ذكر مى كند، از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است، گويى قرآن خواسته است درداستان ها توازن را حفظ كند و قهرمانان داستان ها را منحصر به مردان ننمايد.)10
در تاريخ قرآن و داستان هايى كه آيات الهى بيان مى دارند، مادر حضرت موسى و نيز مادر حضرت عيسى به مقامى مى رسند كه بدانها وحى مى شود و ملائكه با آنها سخن مى گويند. حضرت مريم به جايى مى رسد كه از غيب، مواهب الهى به او روزى مى رسد و بر خانِ معنويت و كمالات الهى مى نشيند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت: 19:09
در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:
الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.
ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟
پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛
ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.
د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.
فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.
احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت: 19:09
وجود زن، مايه آرامش مرد
از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13
ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد
استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد
شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17
مهريه در نظام حقوق قرآنى
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت: 19:09
امکان کسب درآمد بیش از چندین هزار دلار در روز[/font]
آیا شما هم جز آن دسته از افرادی هستید که به کاری با کمترین میزان سرمایه گزاری و سودآوری بالا در دنیای مدرن می اندیشید؟
در این مقاله با ما همراه شوید. برای شما راه کارهای خوبی داریم تا مسیر ثروت مند شدن شما را هموار کنیم.
این روزها صحبت از معاملات ارزها کم و بیش برای همه آشناست. شرکتها و دولتها برای خرید و فروش کالا و خدمات خود در کشورهای خارجی نیاز به تبدیل و مبادله ارز خود با ارز کشور مربوطه دارند.
در حالتی دیگر وقتی جهانگردان قصد مسافرت به کشورهای دیگر را داشته باشند، برای خریدهای ضروری خود نیاز به تبدیل پول کشور خود به پول کشور مقصد را دارند و به همین ترتیب وقتی یک فرد یا یک بنگاه بخواهد در سایر کشورها سرمایهگذاری کند نیاز به پول خارجی ( پول رایج آن کشور ) دارد.
بعنوان مثال وقتی سرمایهگذاران اروپایی بخواهند از کشور آمریکا خریدی انجام دهند یا در آمریکا سرمایهگذاری کنند برای این منظور باید پولشان (یورو) را بفروشند و دلار آمریکا بخرند. البته حجم نسبتاً کوچکی از معاملات ارزی روزانه در بازارهای ارز به معاملات تجاری معمول و سرمایه گذاریها اختصاص مییابد و سایر معاملات ارزی توسط بانکها، تجار و معامله گران انجام میشود که جهت بدست آوردن سود است. معاملهگران با پیش بینی حرکت قیمت ارزها، باهدف کسب سود در معاملات اقدام به خرید و فروش ارزها مینمایند.
سوالی که ممکن است برای شما پیش آید این است که آیا من هم میتوانم جز معامله گران ارز باشم؟ آیا این شغل آنقدر سود و اطمینان دارد که کسی بخواهد به عنوان شغل اصلی به این فعالیت نگاه کند؟
به نظر میرسد فعالیت در این بازار به دلیل سهولت در انجام و کنترل کامل شخصی بر معاملات یکی از شغلهای جذاب و امن برای اکثر افراد است. تصور اینکه شغلی داشته باشید که رئیس آن خودتان باشید، در هرجا و هرمکان و هر زمان، بتوانید کارتان را انجام دهید و سود خوبی هم از بازار بگیرید بسیار وسوسهکننده است. برای شروع این کار تنها داشتن یک خط اینترنت و یک کامپیوتر یا لپ تاپ شخصی، تبلت و یا حتی فقط یگ گوشی هوشمند کفایت میکند. از نظر مالیاتی بسیار ساده و درآمد شما تحت تاثیر نوسانات اقتصادی داخلی قرار نمیگیرد و ارزش پول شما همواره حفظ میشود.
من از زندگی یکنواخت کارمندی واقعا خسته شده بودم و اکنون از زندگی پرهیجان معامله گری جدا لذت میبرم. واقعا تمام احساسات هم در این کار هست. غم، شادی، عشق، نفرت."
البته بدیهی ست که برای انتخاب این کار به عنوان یک منبع درآمد، باید دانش و تجربه ی لازم را داشته باشید که ما تمامی آن را به رایگان از بهترین منابع در اختیار شما قرار خواهیم داد. میپرسید چرا؟ ما کارگزار بازار ارز هستیم. وقتی که شما یک معامله را انجام میدهید، به ازای هر معامله کمیسیونی به نسبت ارزش آن به کارگزار میپردازید و این منبع درآمد تجارت کارگزاری است.
نکته دیگر اینکه فقط انجام معاملات واقعی میتواند باعث شود رفته رفته به یک حرفهای تبدیل شوید. میتوانید با معاملات خیلی کوچک شروع کنید و همزمان با یادگیری و کسب تجربه، حجم معاملاتتان را بیشتر کنید.
بنابراین اگر کل کتابهای آموزشی را مطالعه کنید و در کل دورههای آموزشی نیز شرکت کنید ولی معاملهای انجام ندهید، احتمالا مهارت شما در معاملهگری رشد زیادی نخواهد داشت.
نظر شما چیست؟ آیا شما هم علاقهمندید از طریق معامله گری در بازار ارز بین المللی درآمد داشته باشید؟
- CFTe
– خواهدبود که توسط فدراسیون بینxadالمللی تحلیلxadگران تکنیکال – IFTA
– برگزار می شود. مدرک CFTe
معتبرترین مدرک حرفهxadای بینxadالمللی در حوزه تحلیل تکنیکال محسوب میxadشود.
را نیز دریافت خواهیدنمود.
.
.
» CFTe و عضو پیوسته «انجمن تحلیلگران تکنیکال انگلستان
»STA می باشند
.
تاریخ شروع دوره اوایل اردیبهشت ماه 1395 می باشد. روز و ساعت دقیق آن را از طریق ایمیل و پیامک برای شما ارسال خواهیم کرد.
برای ثبت نام در دوره آنلاین آموزش تجارت در بازارهای مالی کلیک کنید.
[font=tahoma]
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 21:09
در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:
الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.
ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟
پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛
ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.
د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.
فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.
احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 8:14
وجود زن، مايه آرامش مرد
از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13
ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد
استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد
شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17
مهريه در نظام حقوق قرآنى
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 8:14
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 8:14
زن و مرد، داراى حقوق برابر يا همانند
ييكى از پرسش ها يا اشكال هايى كه بر نگرش حقوقى قرآن نسبت به زن شده اين است كه:
(اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مى دانست حقوق مشابه و مساوى با مرد براى او وضع مى كرد، لكن حقوق مشابه و مساوى براى او قائل نيست. پس زن را يك انسان واقعى نمى شمارد.)2
براى پاسخ دادن به اين اشكال، نخست بايد ديد كه آيا همسانى زن و مرد در حيثيّت انسانى و برابرى آنها از جهت انسانيّت و حقوق، به معناى تشابه و يك نواختى آنها در حقوق است، يا تساوى امرى غير از تشابه است.
استاد مطهرى در اين باره مى نويسد:
(تساوى غير از تشابه است، تساوى برابرى است و تشابه، يك نواختى; ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى (از جهت ارزشى) ميان فرزندان خود تقسيم كند، امّا به طور متشابه تقسيم نكند. مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت خانه داشته باشد و هم ملك مزروعى و هم مستغلات تجارى، ولى نظر به اينكه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده است، در يكى ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را تقسيم كند، با در نظرگرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد، به هركدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلاً آزمايش استعداديابى آن را مناسب يافته است.)3
وى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در همه موارد ميان حقوق مردان و زنان همانندى نيست و در برخى موارد تفاوت ديده مى شود، به طور گسترده و در ضمن چند محور زير بحث را پى گرفته و در پرتو آيات قرآن بررسى كرده است:
1. جايگاه زن در آفرينش
2. تفاوت هاى طبيعى در آفرينش زن و مرد.
3. فلسفه ناهمانندى حقوق و وظايف زن و مرد.
الف: جايگاه زن در آفرينش
به نظر استاد مطهرى، قرآن با تفسير آفرينش، زيربناى مقررات امور اجتماعى از قبيل مالكيّت، حكومت، حقوق خانوادگى و… را بيان داشته است.
قرآن كريم برخلاف ديگر منابعى كه امروز به عنوان كتب آسمانى معرفى شده اند، سرشت و خلقت نخستين زن را احترام آميز مى داند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است.
قرآن با كمال صراحت در آيات متعدّدى مى فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده ايم:4
(ياايها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً…) نساء / 1
اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، آن كه شما را از يك نفس (جنس) آفريد و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسيار پديد آورد.
ييعنى آفرينش انسان چه مرد و چه زن از يك جنس و به يك گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گل) آدم آفريده است. جنس آدم و حوّا يكى است و آفرينش آن دو از خاك است. در آيات ديگر نيز به صراحت اشاره شده كه زن و مرد در آفرينش يكسانند و هيچ يك بر ديگرى امتيازى ندارند.
اين درحالى است كه تورات موجود، زن را از ماده اى حقيرتر از سرشت مرد، معرفى كرده است و معتقد است كه وجود زن، طفيلى وجود مرد است و از دنده چپ مرد آفريده شده است:
(خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا جفت و يكى از دنده هايش را گرفت و گوشت جايش پر كرد. و خداوند خدا آن دنده را از آدم گرفته بود، زنى بنا كرد و وى را به نزد آدم آورد.)5
امّا در قرآن چنين امتيازى ميان زن و مرد ديده نمى شود، چنان كه در سوره زمر به آفرينش همانند و يگانه زن و مرد اشاره مى كند و تفاوتى يا امتيازى ويژه براى زن يا مرد قائل نيست:
(خلقكم من نفس واحدة ثمّ جَعَلَ منها زَوجها…) زمر / 6
شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد.
در سوره اعراف نيز مى خوانيم:
(هو الّذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن اليها…)
اعراف / 189
اوست كه همه شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد تا به او آرامش يابد.
زن و مرد، داراى سرشتى يگانه
قرآن براى تمام انسان ها، چه زن و چه مرد، شخصيّت و فطرت مشتركى را قائل است و خميرمايه اوليّه آنها را در آفرينش يكسان مى داند.
(فأقم وجهك للذين حنيفاً فطرت الله الّتى فطر النّاس عليها…) روم / 30
به يكتاپرستى روى به دين آور. سرشتى است كه خدا همه مردم را بدان سرشت آفريده است.
در آثاراستاد مطهرى، فطرت يا سرشت (حالت خاص و نوع خاص از آفرينش) است، و به عبارت ديگر، گونه خاصى است از ساختار خلقى، سرشتى و سمت و سويى كه انسان در آغاز آفرينش خود و پيش از قرارگرفتن در شعاع تأثير عوامل تربيتى، تاريخى، اجتماعى و جغرافيايى دارد.6
در داستان پررمز و راز آفرينش آدم، زن و مرد هر دو با يك مقام در بهشت نخستين استقرار يافته و از نعمت هاى آن بهره مند بوده اند. در هبوط، توبه، مقام قرب، هم سخنى با خداوند، هم سنگرى در برابر شيطان، همگونى در خلافت الهى و… با يكديگر مشتركند. اين همسانى زن و مرد در قصّه آدم و حوّا، ديدگاه قرآن را نسبت به زن آشكار مى سازد كه در آفرينش تفاوتى ميزان زن و مرد نيست.
ولى با كمال تأسّف آنچه در ديگر كتب آسمانى به عنوان وحى آسمانى باقى مانده ـ كه از ديدگاه ما تحريف شده و خلط يافته است ـ زن را مايه گمراهى و گناه معرفى كرده است، چنان كه در تورات مى خوانيم:
(و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا، پس از ميوه اش گرفته بخورد، و به شوهر خود نيز داد و او خورد… خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت كجا هستي… آيا از آن درختى كه تو را قدغن كردم كه آن را نخورى خوردى. آدم گفت اين زنى كه قرين من ساختى وى از ميوه درخت به من داد و خوردم… به آدم گفت چون كه سخن زوجه ات را شنيدى و از آن درخت خوردى كه امر فرموده گفتم از آن نخورى پس به سبب تو زمين ملعون شد.)7
استاد مطهرى در نقد اين نگرش بدبينانه و تحقيرآميز مى نويسد:
(يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است، از وجود زن شرّ و وسوسه برمى خيزد، زن شيطان كوچك است، مى گويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده اند زنى درآن دخالت داشته است، مى گويند مرد در ذات خود از گناه مبرّا است و اين زن است كه مرد را به گناه مى كشاند، مى گويند شيطان مستقيماً در وجود مرد راه نمى يابد و فقط از طريق زن است كه مردان را مى فريبد، شيطان، زن را وسوسه مى كند و زن، مرد را….)8
قرآن داستان آدم و حوّا را در موارد گوناگون بيان كرده، امّا هرگز سخن از شيطان بودن زن يا وسيله گناه بودن او به ميان نياورده است، بلكه معتقد است هريك از مرد و زن اگر گناهى مرتكب شوند، خود مسوٌول كردار خودشان شناخته شده اند.
(قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطانى را به ميان مى كشد، ضميرها را به شكل (تثنيه) مى آورد، مى گويد: (فوسوس لهما الشيطان)، شيطان آن دو را وسوسه كرد. (فدلاّهما بغُرور)، شيطان آن دو را به فريب راهنمايى كرد، (وقاسمهما انّى لكما من الناصحين)، يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خيرآنها را نمى خواهد.)9
چنان كه ملاحظه مى شود، قرآن زن را از باورهاى رايج و بدبينانه آن زمان تبرئه كرد و او را از اينكه عنصر گناه و عامل انحراف مرد يا دست نشانده شيطان باشد مبرّا دانست.
دست يابى زن به كمالات معنوى، همانند مرد
ييكى ديگر از نظريات تحقيرآميز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و اديان تحريف شده، آن بود كه زن از جهت توانايى هاى معنوى و روحانى ضعيف است و نمى تواند به مراتب عالى معنوى راه يابد و به مقام قرب الهى برسد! امّا در ديدگاه قرآن كريم تفاوتى ميان زن و مرد در امكان پيمودن راه هاى قرب الهى و كسب مقامات عاليه اخروى نيست، و در اين ميان جنسيت دخالت ندارد. چه زن و چه مرد، هريك كه خردمندانه و در فرصت حيات دنيايى به شايستگى عمل كند، در آخرت نيز پاداش هاى بزرگ و مقامات عالى را به دست مى آورد. استاد شهيد در اين باره مى نويسد:
(قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيّت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدّيسى از يك زن بزرگ و قدّيسه ياد مى كند، و از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايست براى شوهران شان ذكر مى كند، از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است، گويى قرآن خواسته است درداستان ها توازن را حفظ كند و قهرمانان داستان ها را منحصر به مردان ننمايد.)10
در تاريخ قرآن و داستان هايى كه آيات الهى بيان مى دارند، مادر حضرت موسى و نيز مادر حضرت عيسى به مقامى مى رسند كه بدانها وحى مى شود و ملائكه با آنها سخن مى گويند. حضرت مريم به جايى مى رسد كه از غيب، مواهب الهى به او روزى مى رسد و بر خانِ معنويت و كمالات الهى مى نشيند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 23 اسفند 1394 ساعت: 1:51
در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:
الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.
ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟
پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛
ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.
د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.
فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.
احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 23 اسفند 1394 ساعت: 1:51
وجود زن، مايه آرامش مرد
از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13
ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد
استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد
شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17
مهريه در نظام حقوق قرآنى
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 23 اسفند 1394 ساعت: 1:51
زن و مرد، داراى حقوق برابر يا همانند
ييكى از پرسش ها يا اشكال هايى كه بر نگرش حقوقى قرآن نسبت به زن شده اين است كه:
(اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مى دانست حقوق مشابه و مساوى با مرد براى او وضع مى كرد، لكن حقوق مشابه و مساوى براى او قائل نيست. پس زن را يك انسان واقعى نمى شمارد.)2
براى پاسخ دادن به اين اشكال، نخست بايد ديد كه آيا همسانى زن و مرد در حيثيّت انسانى و برابرى آنها از جهت انسانيّت و حقوق، به معناى تشابه و يك نواختى آنها در حقوق است، يا تساوى امرى غير از تشابه است.
استاد مطهرى در اين باره مى نويسد:
(تساوى غير از تشابه است، تساوى برابرى است و تشابه، يك نواختى; ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى (از جهت ارزشى) ميان فرزندان خود تقسيم كند، امّا به طور متشابه تقسيم نكند. مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت خانه داشته باشد و هم ملك مزروعى و هم مستغلات تجارى، ولى نظر به اينكه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده است، در يكى ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را تقسيم كند، با در نظرگرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد، به هركدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلاً آزمايش استعداديابى آن را مناسب يافته است.)3
وى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در همه موارد ميان حقوق مردان و زنان همانندى نيست و در برخى موارد تفاوت ديده مى شود، به طور گسترده و در ضمن چند محور زير بحث را پى گرفته و در پرتو آيات قرآن بررسى كرده است:
1. جايگاه زن در آفرينش
2. تفاوت هاى طبيعى در آفرينش زن و مرد.
3. فلسفه ناهمانندى حقوق و وظايف زن و مرد.
الف: جايگاه زن در آفرينش
به نظر استاد مطهرى، قرآن با تفسير آفرينش، زيربناى مقررات امور اجتماعى از قبيل مالكيّت، حكومت، حقوق خانوادگى و… را بيان داشته است.
قرآن كريم برخلاف ديگر منابعى كه امروز به عنوان كتب آسمانى معرفى شده اند، سرشت و خلقت نخستين زن را احترام آميز مى داند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است.
قرآن با كمال صراحت در آيات متعدّدى مى فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده ايم:4
(ياايها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً…) نساء / 1
اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، آن كه شما را از يك نفس (جنس) آفريد و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسيار پديد آورد.
ييعنى آفرينش انسان چه مرد و چه زن از يك جنس و به يك گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گل) آدم آفريده است. جنس آدم و حوّا يكى است و آفرينش آن دو از خاك است. در آيات ديگر نيز به صراحت اشاره شده كه زن و مرد در آفرينش يكسانند و هيچ يك بر ديگرى امتيازى ندارند.
اين درحالى است كه تورات موجود، زن را از ماده اى حقيرتر از سرشت مرد، معرفى كرده است و معتقد است كه وجود زن، طفيلى وجود مرد است و از دنده چپ مرد آفريده شده است:
(خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا جفت و يكى از دنده هايش را گرفت و گوشت جايش پر كرد. و خداوند خدا آن دنده را از آدم گرفته بود، زنى بنا كرد و وى را به نزد آدم آورد.)5
امّا در قرآن چنين امتيازى ميان زن و مرد ديده نمى شود، چنان كه در سوره زمر به آفرينش همانند و يگانه زن و مرد اشاره مى كند و تفاوتى يا امتيازى ويژه براى زن يا مرد قائل نيست:
(خلقكم من نفس واحدة ثمّ جَعَلَ منها زَوجها…) زمر / 6
شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد.
در سوره اعراف نيز مى خوانيم:
(هو الّذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن اليها…)
اعراف / 189
اوست كه همه شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد تا به او آرامش يابد.
زن و مرد، داراى سرشتى يگانه
قرآن براى تمام انسان ها، چه زن و چه مرد، شخصيّت و فطرت مشتركى را قائل است و خميرمايه اوليّه آنها را در آفرينش يكسان مى داند.
(فأقم وجهك للذين حنيفاً فطرت الله الّتى فطر النّاس عليها…) روم / 30
به يكتاپرستى روى به دين آور. سرشتى است كه خدا همه مردم را بدان سرشت آفريده است.
در آثاراستاد مطهرى، فطرت يا سرشت (حالت خاص و نوع خاص از آفرينش) است، و به عبارت ديگر، گونه خاصى است از ساختار خلقى، سرشتى و سمت و سويى كه انسان در آغاز آفرينش خود و پيش از قرارگرفتن در شعاع تأثير عوامل تربيتى، تاريخى، اجتماعى و جغرافيايى دارد.6
در داستان پررمز و راز آفرينش آدم، زن و مرد هر دو با يك مقام در بهشت نخستين استقرار يافته و از نعمت هاى آن بهره مند بوده اند. در هبوط، توبه، مقام قرب، هم سخنى با خداوند، هم سنگرى در برابر شيطان، همگونى در خلافت الهى و… با يكديگر مشتركند. اين همسانى زن و مرد در قصّه آدم و حوّا، ديدگاه قرآن را نسبت به زن آشكار مى سازد كه در آفرينش تفاوتى ميزان زن و مرد نيست.
ولى با كمال تأسّف آنچه در ديگر كتب آسمانى به عنوان وحى آسمانى باقى مانده ـ كه از ديدگاه ما تحريف شده و خلط يافته است ـ زن را مايه گمراهى و گناه معرفى كرده است، چنان كه در تورات مى خوانيم:
(و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا، پس از ميوه اش گرفته بخورد، و به شوهر خود نيز داد و او خورد… خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت كجا هستي… آيا از آن درختى كه تو را قدغن كردم كه آن را نخورى خوردى. آدم گفت اين زنى كه قرين من ساختى وى از ميوه درخت به من داد و خوردم… به آدم گفت چون كه سخن زوجه ات را شنيدى و از آن درخت خوردى كه امر فرموده گفتم از آن نخورى پس به سبب تو زمين ملعون شد.)7
استاد مطهرى در نقد اين نگرش بدبينانه و تحقيرآميز مى نويسد:
(يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است، از وجود زن شرّ و وسوسه برمى خيزد، زن شيطان كوچك است، مى گويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده اند زنى درآن دخالت داشته است، مى گويند مرد در ذات خود از گناه مبرّا است و اين زن است كه مرد را به گناه مى كشاند، مى گويند شيطان مستقيماً در وجود مرد راه نمى يابد و فقط از طريق زن است كه مردان را مى فريبد، شيطان، زن را وسوسه مى كند و زن، مرد را….)8
قرآن داستان آدم و حوّا را در موارد گوناگون بيان كرده، امّا هرگز سخن از شيطان بودن زن يا وسيله گناه بودن او به ميان نياورده است، بلكه معتقد است هريك از مرد و زن اگر گناهى مرتكب شوند، خود مسوٌول كردار خودشان شناخته شده اند.
(قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطانى را به ميان مى كشد، ضميرها را به شكل (تثنيه) مى آورد، مى گويد: (فوسوس لهما الشيطان)، شيطان آن دو را وسوسه كرد. (فدلاّهما بغُرور)، شيطان آن دو را به فريب راهنمايى كرد، (وقاسمهما انّى لكما من الناصحين)، يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خيرآنها را نمى خواهد.)9
چنان كه ملاحظه مى شود، قرآن زن را از باورهاى رايج و بدبينانه آن زمان تبرئه كرد و او را از اينكه عنصر گناه و عامل انحراف مرد يا دست نشانده شيطان باشد مبرّا دانست.
دست يابى زن به كمالات معنوى، همانند مرد
ييكى ديگر از نظريات تحقيرآميز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و اديان تحريف شده، آن بود كه زن از جهت توانايى هاى معنوى و روحانى ضعيف است و نمى تواند به مراتب عالى معنوى راه يابد و به مقام قرب الهى برسد! امّا در ديدگاه قرآن كريم تفاوتى ميان زن و مرد در امكان پيمودن راه هاى قرب الهى و كسب مقامات عاليه اخروى نيست، و در اين ميان جنسيت دخالت ندارد. چه زن و چه مرد، هريك كه خردمندانه و در فرصت حيات دنيايى به شايستگى عمل كند، در آخرت نيز پاداش هاى بزرگ و مقامات عالى را به دست مى آورد. استاد شهيد در اين باره مى نويسد:
(قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيّت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدّيسى از يك زن بزرگ و قدّيسه ياد مى كند، و از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايست براى شوهران شان ذكر مى كند، از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است، گويى قرآن خواسته است درداستان ها توازن را حفظ كند و قهرمانان داستان ها را منحصر به مردان ننمايد.)10
در تاريخ قرآن و داستان هايى كه آيات الهى بيان مى دارند، مادر حضرت موسى و نيز مادر حضرت عيسى به مقامى مى رسند كه بدانها وحى مى شود و ملائكه با آنها سخن مى گويند. حضرت مريم به جايى مى رسد كه از غيب، مواهب الهى به او روزى مى رسد و بر خانِ معنويت و كمالات الهى مى نشيند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 21 اسفند 1394 ساعت: 23:35
در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:
الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.
ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟
پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛
ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.
د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.
فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.
احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 21 اسفند 1394 ساعت: 23:35
وجود زن، مايه آرامش مرد
از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13
ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد
استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد
شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17
مهريه در نظام حقوق قرآنى
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 21 اسفند 1394 ساعت: 23:35
وجود زن، مايه آرامش مرد
از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13
ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد
استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد
شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17
مهريه در نظام حقوق قرآنى
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت: 19:12
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت: 19:12
Come into possession of economical viagora without course
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت: 0:32
stolen mobile tracking
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 23:12
زن، به عنوان نيمى از بشريت و عضوى جدّى و غيرقابل چشم پوشى در كانون بزرگ جامعه انسانى و نيز به عنوان يكى از دو ركن پديدآورنده بنيان خانواده، در طول تاريخ، داورى هاى گوناگونى را نسبت به خود ديده است و شرايط بسيار ناهمگون و نامساعدى را پشت سر نهاده است.
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 11:41
در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:
الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.
ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟
پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛
ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.
د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.
فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.
احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 11:41
وجود زن، مايه آرامش مرد
از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13
ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد
استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد
شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17
مهريه در نظام حقوق قرآنى
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 11:41
viagra information dosage no new posts
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 5:05
زن و مرد، داراى حقوق برابر يا همانند
ييكى از پرسش ها يا اشكال هايى كه بر نگرش حقوقى قرآن نسبت به زن شده اين است كه:
(اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مى دانست حقوق مشابه و مساوى با مرد براى او وضع مى كرد، لكن حقوق مشابه و مساوى براى او قائل نيست. پس زن را يك انسان واقعى نمى شمارد.)2
براى پاسخ دادن به اين اشكال، نخست بايد ديد كه آيا همسانى زن و مرد در حيثيّت انسانى و برابرى آنها از جهت انسانيّت و حقوق، به معناى تشابه و يك نواختى آنها در حقوق است، يا تساوى امرى غير از تشابه است.
استاد مطهرى در اين باره مى نويسد:
(تساوى غير از تشابه است، تساوى برابرى است و تشابه، يك نواختى; ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى (از جهت ارزشى) ميان فرزندان خود تقسيم كند، امّا به طور متشابه تقسيم نكند. مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت خانه داشته باشد و هم ملك مزروعى و هم مستغلات تجارى، ولى نظر به اينكه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده است، در يكى ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را تقسيم كند، با در نظرگرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد، به هركدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلاً آزمايش استعداديابى آن را مناسب يافته است.)3
وى در پاسخ به اين پرسش كه چرا در همه موارد ميان حقوق مردان و زنان همانندى نيست و در برخى موارد تفاوت ديده مى شود، به طور گسترده و در ضمن چند محور زير بحث را پى گرفته و در پرتو آيات قرآن بررسى كرده است:
1. جايگاه زن در آفرينش
2. تفاوت هاى طبيعى در آفرينش زن و مرد.
3. فلسفه ناهمانندى حقوق و وظايف زن و مرد.
الف: جايگاه زن در آفرينش
به نظر استاد مطهرى، قرآن با تفسير آفرينش، زيربناى مقررات امور اجتماعى از قبيل مالكيّت، حكومت، حقوق خانوادگى و… را بيان داشته است.
قرآن كريم برخلاف ديگر منابعى كه امروز به عنوان كتب آسمانى معرفى شده اند، سرشت و خلقت نخستين زن را احترام آميز مى داند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است.
قرآن با كمال صراحت در آيات متعدّدى مى فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده ايم:4
(ياايها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً…) نساء / 1
اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، آن كه شما را از يك نفس (جنس) آفريد و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسيار پديد آورد.
ييعنى آفرينش انسان چه مرد و چه زن از يك جنس و به يك گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گل) آدم آفريده است. جنس آدم و حوّا يكى است و آفرينش آن دو از خاك است. در آيات ديگر نيز به صراحت اشاره شده كه زن و مرد در آفرينش يكسانند و هيچ يك بر ديگرى امتيازى ندارند.
اين درحالى است كه تورات موجود، زن را از ماده اى حقيرتر از سرشت مرد، معرفى كرده است و معتقد است كه وجود زن، طفيلى وجود مرد است و از دنده چپ مرد آفريده شده است:
(خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا جفت و يكى از دنده هايش را گرفت و گوشت جايش پر كرد. و خداوند خدا آن دنده را از آدم گرفته بود، زنى بنا كرد و وى را به نزد آدم آورد.)5
امّا در قرآن چنين امتيازى ميان زن و مرد ديده نمى شود، چنان كه در سوره زمر به آفرينش همانند و يگانه زن و مرد اشاره مى كند و تفاوتى يا امتيازى ويژه براى زن يا مرد قائل نيست:
(خلقكم من نفس واحدة ثمّ جَعَلَ منها زَوجها…) زمر / 6
شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد.
در سوره اعراف نيز مى خوانيم:
(هو الّذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن اليها…)
اعراف / 189
اوست كه همه شما را از يك نفس بيافريد و از آن يك نفس، همسرش را قرار داد تا به او آرامش يابد.
زن و مرد، داراى سرشتى يگانه
قرآن براى تمام انسان ها، چه زن و چه مرد، شخصيّت و فطرت مشتركى را قائل است و خميرمايه اوليّه آنها را در آفرينش يكسان مى داند.
(فأقم وجهك للذين حنيفاً فطرت الله الّتى فطر النّاس عليها…) روم / 30
به يكتاپرستى روى به دين آور. سرشتى است كه خدا همه مردم را بدان سرشت آفريده است.
در آثاراستاد مطهرى، فطرت يا سرشت (حالت خاص و نوع خاص از آفرينش) است، و به عبارت ديگر، گونه خاصى است از ساختار خلقى، سرشتى و سمت و سويى كه انسان در آغاز آفرينش خود و پيش از قرارگرفتن در شعاع تأثير عوامل تربيتى، تاريخى، اجتماعى و جغرافيايى دارد.6
در داستان پررمز و راز آفرينش آدم، زن و مرد هر دو با يك مقام در بهشت نخستين استقرار يافته و از نعمت هاى آن بهره مند بوده اند. در هبوط، توبه، مقام قرب، هم سخنى با خداوند، هم سنگرى در برابر شيطان، همگونى در خلافت الهى و… با يكديگر مشتركند. اين همسانى زن و مرد در قصّه آدم و حوّا، ديدگاه قرآن را نسبت به زن آشكار مى سازد كه در آفرينش تفاوتى ميزان زن و مرد نيست.
ولى با كمال تأسّف آنچه در ديگر كتب آسمانى به عنوان وحى آسمانى باقى مانده ـ كه از ديدگاه ما تحريف شده و خلط يافته است ـ زن را مايه گمراهى و گناه معرفى كرده است، چنان كه در تورات مى خوانيم:
(و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذير، دانش افزا، پس از ميوه اش گرفته بخورد، و به شوهر خود نيز داد و او خورد… خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت كجا هستي… آيا از آن درختى كه تو را قدغن كردم كه آن را نخورى خوردى. آدم گفت اين زنى كه قرين من ساختى وى از ميوه درخت به من داد و خوردم… به آدم گفت چون كه سخن زوجه ات را شنيدى و از آن درخت خوردى كه امر فرموده گفتم از آن نخورى پس به سبب تو زمين ملعون شد.)7
استاد مطهرى در نقد اين نگرش بدبينانه و تحقيرآميز مى نويسد:
(يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است، از وجود زن شرّ و وسوسه برمى خيزد، زن شيطان كوچك است، مى گويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده اند زنى درآن دخالت داشته است، مى گويند مرد در ذات خود از گناه مبرّا است و اين زن است كه مرد را به گناه مى كشاند، مى گويند شيطان مستقيماً در وجود مرد راه نمى يابد و فقط از طريق زن است كه مردان را مى فريبد، شيطان، زن را وسوسه مى كند و زن، مرد را….)8
قرآن داستان آدم و حوّا را در موارد گوناگون بيان كرده، امّا هرگز سخن از شيطان بودن زن يا وسيله گناه بودن او به ميان نياورده است، بلكه معتقد است هريك از مرد و زن اگر گناهى مرتكب شوند، خود مسوٌول كردار خودشان شناخته شده اند.
(قرآن آنجا كه پاى وسوسه شيطانى را به ميان مى كشد، ضميرها را به شكل (تثنيه) مى آورد، مى گويد: (فوسوس لهما الشيطان)، شيطان آن دو را وسوسه كرد. (فدلاّهما بغُرور)، شيطان آن دو را به فريب راهنمايى كرد، (وقاسمهما انّى لكما من الناصحين)، يعنى شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خيرآنها را نمى خواهد.)9
چنان كه ملاحظه مى شود، قرآن زن را از باورهاى رايج و بدبينانه آن زمان تبرئه كرد و او را از اينكه عنصر گناه و عامل انحراف مرد يا دست نشانده شيطان باشد مبرّا دانست.
دست يابى زن به كمالات معنوى، همانند مرد
ييكى ديگر از نظريات تحقيرآميز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و اديان تحريف شده، آن بود كه زن از جهت توانايى هاى معنوى و روحانى ضعيف است و نمى تواند به مراتب عالى معنوى راه يابد و به مقام قرب الهى برسد! امّا در ديدگاه قرآن كريم تفاوتى ميان زن و مرد در امكان پيمودن راه هاى قرب الهى و كسب مقامات عاليه اخروى نيست، و در اين ميان جنسيت دخالت ندارد. چه زن و چه مرد، هريك كه خردمندانه و در فرصت حيات دنيايى به شايستگى عمل كند، در آخرت نيز پاداش هاى بزرگ و مقامات عالى را به دست مى آورد. استاد شهيد در اين باره مى نويسد:
(قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيّت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدّيسى از يك زن بزرگ و قدّيسه ياد مى كند، و از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسى و عيسى در نهايت تجليل. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايست براى شوهران شان ذكر مى كند، از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده است غفلت نكرده است، گويى قرآن خواسته است درداستان ها توازن را حفظ كند و قهرمانان داستان ها را منحصر به مردان ننمايد.)10
در تاريخ قرآن و داستان هايى كه آيات الهى بيان مى دارند، مادر حضرت موسى و نيز مادر حضرت عيسى به مقامى مى رسند كه بدانها وحى مى شود و ملائكه با آنها سخن مى گويند. حضرت مريم به جايى مى رسد كه از غيب، مواهب الهى به او روزى مى رسد و بر خانِ معنويت و كمالات الهى مى نشيند.
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 3:01
در ابتدا گفتنى است برخى اهداف زندگى تنها با پيوند زناشويى به نتيجه صحيح مى رسد و انگيزه ازدواج بيشتر براساس آن شكل مى گيرد مانند پيوند عاطفى زن و مرد، ارضاى نياز جنسى، تداوم نسل بشرى، لذت فرزنددارى، لذا آن چه دست يابى به اين اهداف اساسى را مختل مى كند با ماهيت ازدواج ناسازگار است به همين جهت اگر اشتغال زن نيز بيش از حد نياز يا ضرورت باشد و موجب عدم حضور زن در خانه شود از نظر اسلام مطلوب نيست. اما برخى كارها و نيازها وابستگى به ازدواج ندارند و براى افراد ازدواج كرده و ازدواج نكرده قابل دسترسى است مانند تحصيل و يا كارهاى آشپزى و... كه جزء اهداف اساسى ازدواج نيست و توسط ديگران نيز قابل انجام است
اگرچه همكارى و تدبير در اين گونه موارد به گرمى بيشتر كانون خانواده كمك مى كند اما هدف اصلى ازدواج نيست. در اسلام نيز به همكارى در اين گونه امور توصيه شده است اما به عنوان واجب براى زن به شمار نياورده است.
جهت توضيح بيشتر به بيان ديدگاه شهيد آيه اللّه مطهرى درباره حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان به طور مختصر اشاره مى كنيم:
الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلّق به زن تصرف كند. نساء 4، آيات 7 و 32.
زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه
به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسدكننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلّق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسأله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد.
اسلام، ساز و كارهايى را براى مسأله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران اشاره كرد.
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است
كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند.
نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدّدمآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متديّن، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند، وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.
ب. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است. اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟
پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش توسط زن در فروشگاه اگرچه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند. چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد؛
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معيّنى منع كند. البتّه مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت
خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند؛
ج. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن
تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، همدوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤر دارد. فلسفه اينكه اباعبدالله عليه السلاماهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.
د. شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و حفظ عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه مى داد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست ويكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند، و همين را بيعت شمرد.
فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.
احاديث توصيه اى
رواياتى در برخى كتاب ها نقل شده است كه بيانگر منع حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما دلايل قطعى ديگرى از آيات و روايات و سيره معصومان برخلاف آن وجود دارد؛ لذا مى توان گفت آن روايات اندك يك نوع توصيه است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن» .نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام
نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» .وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 3، ص 9.
الف. اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟! آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «همدوش» و جنس مخالف مى كند؟!
ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد، و در ميزان پوشش مقرّر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 19، صفحات 133، 412، 454-439، 551-509 ؛ ج 17، ص 395-397.
كمال اصلى انسان «تقرب الى الله» است. امّا تحصيل و اشتغال كمال ذاتى و هميشگى نيست، بلكه خاصيت زمينه سازى و ابزارى (Instrumental) براى كمال دارد. يعنى يكى از راه هايى است كه مى توان از آن در مسير كمال سود جست و چه بسا گاهى تحصيل در مسير انحطاط نيز به كار گرفت شود. البته مقدارى از دانش براى هر انسانى ضرورت دارد و بدون آن پيمودن راه كمال نهايى مقدور نيست. از اين رو آنچه در اين زمينه ضرورى است
و فقدان آن موجب خسران خواهد شد، در اسلام واجب شمرده شده است و زن در اين مسئله نياز به اجازه ديگرى مانند شوهر ندارد و در مواردى كه خروج از خانه نيز واجب باشد مانند انجام حج واجب يادگيرى و احكام واجب نيازى به اجازه نيست.
ب. هر چند حقوق طبيعى و اولى انسان قابل منع مطلق نيست، ولى چنان نيست كه راه هاى استيفاى اين حقوق همواره مطلق و بدون قيد و شرط باشند، بلكه هر يك از اين حقوق ممكن است بر اساس مناسباتى، محدود به راه هاى خاص و مقيد به قيود ويژه اى شوند. اين مسئله در تمام اقسام حقوق جارى است و اختصاص به مسائل مربوط به رابطه زوجين ندارد.
ج. چنان كه گفته شد حق تحصيل علم، در همه موارد وابسته به رضايت شوهر نيست، بلكه رضايت شوهر در بخشى از امور غير الزامى است.
د. شوهر حق منع از تحصيل ندارد، بلكه آنچه را مى تواند منع كند خروج از منزل در غير موارد لزوم است. بنابراين اگر كسى بتواند به هر وسيله، در داخل خانه به مطالعه و تحصيل بپردازد، به گونه اى كه موجب ضايع شدن حقوق واجب شوهر نشود، بلامانع است و شوهر حق بازداشتن زن را در اين مورد ندارد.
ه . زن مى تواند به صورت شرط ضمن عقد از شوهر حق تحصيل در خارج از منزل و يا جواز خروج از منزل به صورت مطلق و يا مقيد را بكند، همان طور كه هر شرط مشروع ديگرى را مى تواند بگنجاند.
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 3:01
وجود زن، مايه آرامش مرد
از ديگر ديدگاه هاى منفى نسبت به زن اين است كه وجود زن را شرّى ناگزير دانسته اند، درحالى كه قرآن وجود زن را مايه آرامش مرد معرفى كرده است:
(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها) روم / 21
از آيات و نشانه هاى خداوند اين است كه همسرانى از جنس خود شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد.
اين آيه جزء مجموعه آياتى است كه از آفرينش و نشانه هاى الهى سخن گفته و آيات توحيدى را ارائه مى دهند. در اين آيه زن را سبب آرامش معرفى مى كند و از پيوند ميان همسران (زن و مرد) كه جاذبه، كشش قلبى و روحانى سرمايه آن است سخن مى گويد و وجود زن به عنوان همسر و آرامش بخش و به عنوان موهبت بزرگ الهى مطرح مى شود.
برخى از پيروان اديان، تمايل جنسى را ذاتاً پليد و آميزش جنسى را موجب تباهى و سقوط دانسته اند و چه بسا علّت گسترش اعتقاد به پليدى ازدواج و آميزش جنسى درميان مسيحيان، برداشت برخى از دانشمندان مسيحيت از تجرّد حضرت مسيح(ع) بوده است. روحانيان و قدّيسان مسيحى شرط رسيدن به كمالات روحانى را آلوده نشدن به زن در تمام مدّت عمر مى دانسته اند. پاپ از ميان مجرّدهاى گريزان از زن برگزيده مى شده است و كليسا ازدواج را براى ساير مردها، از سر ضرورت و براى توليد و ادامه نسل اجازه داده، ولى پليدى ذاتى آن را باور داشته اند. غير از مسيحيان، اقوام ديگر نيز عقايد بدبينانه اى درباره زن و تمايل به او داشته اند.
استاد مطهرى در پرتو آيات قرآن و معارف دينى تصويرى زيبا و مطابق با آفرينش از پيوند زناشويى و ديدگاه دين در اين باره ارائه داده است:
(در اسلام كوچك ترين اشاره اى به پليدى علاقه جنسى و آثار ناشى از آن نشده است. اسلام مساعى خود را براى تنظيم اين علاقه به كار برده است…
از نظر اسلام، علاقه جنسى نه تنها با معنويّت و روحانيّت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبياء است. در حديثى مى خوانيم: (من اخلاق الانبياء حبّ النساء.)12
در اسلام برخلاف اين باورهاى منفى نسبت به زن، رهبانيّت، گوشه گيرى و انزوا رد شده است، و از مسلمانى كه نسبت به زن، بى علاقه، متنفر و گريزان باشد به شدّت انتقاد شده است، چنان كه به نقل شهيد مطهرى در تاريخ اسلام مى خوانيم:
(يكى از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جايى رسانيد كه همه روزها روزه مى گرفت، و همه شب تا صبح به نماز مى پرداخت، همسر وى جريان را به اطلاع رسول اكرم رسانيد، رسول اكرم درحالى كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: اى عثمان، بدان كه خدا مرا براى رهبانيّت نفرستاده است; من شخصاً نماز مى خوانم و روزه مى گيرم و با همسر خود نيز آميزش مى كنم. هركس مى خواهد از دين من پيروى كند بايد سنّت مرا بپذيرد، ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنّت هاى من است.) 13
ب: تفاوت هاى طبيعى زن و مرد
استاد شهيد مطهرى پس از بحث در آفرينش انسان و جايگاه زن در آفرينش، به تفاوت هاى موجود در آفرينش و طبيعت زن و مرد مى پردازد. به باور ايشان اين تفاوت ها باعث مى شود كه زن و مرد از جهت حقوق طبيعى و فطرى وضع ناهمگونى داشته باشند.
به نظر استاد شهيد، روابط حقوقى خانوادگيِ زن و مرد در ديدگاه قرآن ويژگى هايى دارد كه با فرهنگ جاهليِ پيش از اسلام و فرهنگ امروزى نيز متفاوت است.
ييعنى زن از آن جهت كه زن است و مرد نيز از آن جهت كه مرد است در جهاتى همانند نيستند، زيرا در آفرينش و طبيعت، يك نواخت نيستند. از اين رو با تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند، از جهت مسائل حقوقى، وظايف، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند.
در عصر كنونى سعى مى شود، ميان زن و مرد از جهت وضع قوانين، مقررات، حقوق و وظايف، وضع يكسان و همانندى پديد آورند و تفاوت هاى طبيعى و غريزى زن و مرد را ناديده بگيرند. استاد مطهرى، تساوى حقوق زن و مرد را حقيقتى مسلّم دانسته است، امّا تشابه و همانندى را نادرست و غيرممكن شمرده است، زيرا با توجّه به ساختار آفرينشى زن و مرد و ويژگى ها و نيازهاى جسمى و روحى آنان، حقوق مشابه، نه ممكن است و نه سزاوار، بلكه شايسته است كه زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودى كه طبيعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا مى كند حقوق آنان نيز تفاوت داشته باشد. اين سخن با عدالت و حقوق فطرى سازگار است و سعادت انسان با چنين منطقِ هماهنگ با آفرينش تأمين مى شود، زيرا زن و مرد با توانايى ها و نيازهاى متفاوتى كه از طبيعت گرفته اند در عرصه اجتماعى، خانواده و… ظاهر مى شوند، بنابراين با سندهايى كه قانون طبيعى و چگونگى آفرينش به زن و مرد داده، حقوق هريك مشخص مى شود.14
سرپيچى از اين قانونمندى سبب ظلم به زن يا مرد مى شود. با ناديده گرفتن تفاوت طبيعى و چشم بر واقعيّت بستن به حق انسانى تجاوز مى شود، اين سرپيچى ممكن است با شعارهاى فريبنده اى چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
ج. فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد
شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، برخى نابرابرى ها ميان حقوق زن و مرد ديده مى شود، ولى چنان كه يادآور شديم، بهتر است از آن به (تفاوت هاى حقوقى) تعبير كرد، زيرا هر تفاوتى ناگزير تبعيض و ستم نيست، چنان كه هر برابرى، همانندى و تساوى نيز به طور قطع عدالت و انصاف نمى باشد.
اكنون پرسش اين است كه اين تفاوت ها آيا ذاتى اسلام و از مسلّمات تغييرناپذير فقه اسلامى است، يا از عرضياتى است كه قابل تعديل و تغيير در چهارچوب هاى اجتهادى مى باشد؟
برخى كار خود را آسان كرده و به طور مطلق تمام اين گونه مسائل را از عرضيّات اسلام دانسته اند كه قابل تغييرند و مى توان به مقتضاى روز و شرايط حاكم بر جامعه آنها را تطبيق داد، آنها معتقدند كه:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اند و لذا بنا به تعريف مى توانستند غير از اين باشند. به طوركلّى تمام نظام حقوقى اسلام جزء عرضيّات اسلام است. نبايد (مقاصد شارع) را با (راه نيل به آن مقاصد) يكى دانست.)15
به باور اينان، پيامبران براى تغيير سطح معيشت مردم و يا تغيير معرفت شان قيام نكرده اند، بلكه كار مهم آنها آوردن معنى و محورى تازه براى زندگى بوده است نه نحوه تازه اى از زندگى. مردم زندگى خود را مى كنند و دين تغييرى در شيوه زندگى ندارد، بلكه آن را عطف به كانون معنايى تازه، يعنى (قربة الى الله) كرد. احكام اجتماعى اسلام هم متّكى بر عرفيّات جامعه است. درصد بالايى از احكام اسلامى (امضايى) است كه پيشتر در جامعه پيش از اسلام وجود داشته است و دين بر همان آدابى كه در جامعه عربى جارى بوده صحّه گذاشته و مشروع دانسته است. بنابراين دين، عرف هر عصرى را مى پذيرد و با تغييرات اندكى از جهت مقصد، شيوه اجرا و يا تعديل، سپر شرع را بر روى ايشان مى گستراند و آنها را معطوف به كانون معنوى دين مى كند.
از اين رو اظهار مى دارند كه چگونگى زيست و آداب و عرف اجتماعى زمان پيامبر(ص) يك شيوه زيست ممكن بوده است، كه پيامبر(ص) كمابيش آنها را امضا كرده است. دليلى وجود ندارد كه بگوييم آن نحوه زيست بهترين است و غيرقابل تغيير. صاحبان اين گونه برداشت درخصوص نابرابرى هايى كه در حقوق زنان و مردان ديده مى شود مى گويند:
(اين نابرابرى ها جزء عرضيّات اسلامند و منبعث از شرايطى هستند كه پيامبر در دل آنها مبعوث شدند و به هيچ وجه جزء ارزش هاى مطلق و متعالى انسانى محسوب نمى شوند.)16
به باور ايشان، اين گونه عرضيّات مى توانند مشمول اجتهادات عصرى واقع شوند و جاى خود را به عرفيّات و آداب رايج بسپارند، امّا با حفظ مقاصد شارع و ارزش هاى متعالى اسلام.
البته ما در اين نوشتار چنين ادّعاى مطلقى را نمى توانيم داشته باشيم، زيرا منابع اسلامى تا اين پايه يارى نمى دهد، ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از حقوق ويژه بانوان در فقه اسلامى آن چنان نيست كه در شرايط متغيّر و متفاوت، همچنان ثابت بماند و واقعيّت ها را ناديده انگارد و مجالى براى اجتهاد نداشته باشد.
استاد شهيد مطهرى درنظر داشته كه (راز تفاوت ها) ميان حقوق زنان و مردان را به ويژه از جهت تأثيرى كه عوامل تاريخى و اجتماعى و (مقتضيات زمان) در آنها داشته مورد بررسى قرار دهد كه متأسّفانه زمان به او فرصت چنين كارى را نمى دهد، امّا در ضمن برخى مطالب ايشان به فلسفه و حكمت برخى احكام و حقوق اشاره شده است. وى مى نويسد:
(در نظر داشتم تحت عنوان (راز تفاوت ها) در اطراف اينكه عوامل تاريخى و اجتماعى چه اندازه مى توانسته است در اين تفاوت ها موٌثّر باشد بحثى كنم، براى پرهيز از درازشدن دامنه مطلب از بحث مستقل در آن صرف نظر مى كنم. در ضمن مباحث آينده كاملاً مطلب روشن خواهد شد.)17
مهريه در نظام حقوق قرآنى
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 3:01
lower property taxes mchenry county il background check instant la state police background check industry education verification gpa .
police criminal history record check yorkshire candidate background check govement jobs check call history vodafone number .
public records directory dade county georgia probate renters background check vote results search background check virginia beach va .
iowa ymca swimming records conduct a background check questions sample giles county va arrest records .
employment assessment test college practice background of a report qualitative study background check definition education .
police reference number for lost property information on someone noise pollution with pictures verizon employment verification telephone number .
wayne county michigan public criminal records
do all employers do background checks mcdonalds
dentist background check websites visited
need background check califoia law 7 year rule
malaysian govement immigration website what is a local background check ups do traffic arrest record florida search .
arapahoe county arrest records colorado inmate name search ventura county juvenile hall background check resume delaware ohio .
sarasota jail inmate offender search criminal background check nj bc form dallas police department zip code .
real free background check education in mauritius private investigator fraud virginia jobs personal training jobs newcastle nsw .
how to find divorce records online for free new york state how to get your criminal background check employment take biological parents search jacksonville .
small business records loans bad credit european criminal records check free background check pa richmond va .
how to see your background check quick professional background check how long does it take to get results arrest records for washington county florida .
back to nature background aquarium free background check by name virginia montana state court records search .
civil court lawsuit new orleans getting criminal records delaware county pa public land real background check gun control .
name and addresses personality analysis free background checks lifeway screening meaning in recruitment us .
youngstown ohio police reports employment background check limitations my police report las vegas metro pd .
fremont nebraska arrest records full criminal background check irish form background check by name va state police criminal .
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 1:17
az public court records search criminal justice history master degree online search for adele someone like you on keyboard tutorial guitar .
maryland divorce self help after background check employment new york state court system unlimited background check that are really free .
private investigator jobs fort lauderdale background check industry nj laws background check resume yourself .
what is a bail bondsman job local police background check regional criminal background check form .
information on an inmate nyc riker island police station records jaipur city unlimited background check lexisnexis .
background check consist of bill details background check services for landlords and credit report public records address search history .
public records checks volusia county property
cheapest criminal background check ohio free online florida
background of a person forest
criminal court system in england and wales
putnam county jail log mugshots wv private financial investigator malaysia johor bahru orange county sheriff department florida jobs .
fingerprint background check employment does it show current employer checkmate background search reviews looking for inmates in jail easte regional .
phone screen interview purpose los angeles county public arrest records search marriage records new haven coecticut .
inmate locator nyc wisconsin find records on someone a dating site by their email hasco lek maraton wrocЕ‚aw wyniki .
search my criminal records los angeles county free real background check questions sample doing a background check on someone get the job .
online examination system project report pdf employee background check policy university of califoia federal penitentiary inmates yazoo ms address .
miami dade county mugshot search greenville county south carolina property tax records south carolina employment security commission anderson sc .
what is grey divorce global background check what shows up jackson county mo divorce decree .
landlord tenancy act bc contact florida arrest history information on background checks best .
person search engines meaning computer screening background check forms free employment access background check questions asked .
search my criminal records miami dade county fl court background check process for employee califoia law fulton county vital records location .
solano county jail inmate search holding facility background check interview how long does it take for employment credit checks services for landlords ruing .
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 23:05
vital records in pesylvania renting background check nay califoia land public records victoria bc .
inmate status zaghouan goveorate background check status sites review fields in marketing careers .
pre hire assessment test results business background check before job offer in califoia how to get a free criminal background check arizona city .
define background check kroll long does take background check address louisiana criminal become private detective virginia .
crime in my area john kiriamiti divorce background check colorado gun shows united healthcare medicare solutions reviews .
arrest court info va easy way to get rid of fleas in the house background of writing zelda .
nevada public access court records
background check tenant definition
background of a person picture transparent in powerpoint
check public records el paso texas divorce
tenant background and credit check usa criminal justice background major salaries find lost friend keys tile .
look up peoples records dui arrest reliable background check by social security number free criminal free company address search by name and phone number in usa .
locator a sheriff la county califoia criminal records in califoia free search home video surveillance laws texas .
checking criminal records free dallas county public records on a person colorado springs background checks hawaii law by state of ohio .
affordable private investigator jackson ms can a person get hivaids through kissing arrest records in maryland westminster .
teach background check hawaii criminal background check arizona bill details real background check by employee do it show .
bakersfield ca arrest records uniforms get a background check online louisiana ohio civil records search online .
cover letter examples for newly graduated nurses access background check kansas city criminal simple background check illinois free criminal .
dui records quitman county vital how fast does a average person run a mile free king county criminal records .
free background check on someone phone numbers employment background check company how long for results free background checks online no registration instant .
divorce support knoxville san diego county califoia warrant search inmate info los angeles sheriff .
dallas police records quartermaster phone number accessing criminal records louisiana state find out inmate charges release date can .
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 23:05
criminal history record information search request form virginia employee background check service upon arkansas federal inmate search vaer .
medical staffing agencies in johnson city tn background check for companies hospitals do employers use houston tx jail inmates officer .
wayne county jail records background check on tenant zillow companies that hire without background checks employment .
criminal background check removal usa free online florida status of background check questions hillsborough county sheriff arrests k9 unit .
social security work history report online disability without best jail inmate search kansas city mo county criminal records police department .
public records in alachua county govement background check companies how long does it take check your area for crime my .
secure background check wi form
info on someone hurricane sandy
information about someone jupiter planets
companies that dont background check malaysia
free rental credit report karma criminal record database how to find someone public health federal prisons victorville califoia .
inmate search database wichita ks county jail how do i find someone in jail in florida hamilton county ia jail inmates .
certificate of marriage municipal form no 97 revised january 2007 fast background check policy shrm inmate info search il lake county .
public record lookup victoria immigration free criminal background checks in michigan ccdoc inmate search department of corrections tulsa .
criminal court proceedings zambia employer criminal background check dallas county los angeles county criminal records check .
jackson county oregon property tax rate tax records los angeles county califoia criminal records usa quebec .
accessing criminal record ke county superior court background check on renters nay polk county jail inmates florida .
history of employment in nigeria since 1960 how are background checks done work for employment bop inmate search ohio prisons free .
find wisconsin criminal records what is the best background check up on your criminal arkansas court records marriage .
califoia arrest search el paso tx companies that dont background check on inteational criminal instant tenant screening application pdf .
free employment history search a car florida arrest for child support enforcement agency miami county ohio health department records vancouver washington .
background check pa michigan employee release inmate search utah county jail full background check free utah .
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 21:11
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 21:11
how to file a police report bellingham wa how to get rid of mouth cold sores information on inmates south carolina death row .
doc department of corrections alaska jobs information on background check how far back does it go criminal background check maryland companies reviews .
social security number benefits background check list delaware free social security administration death queensbury ny .
how to become a federal investigator teessee extended background investigation kba court documents search quebec superior .
circuit court public records quincy public background check years rule special investigator calls .
arrest information phoenix arizona home background check companies for employers use background check price free online no credit card .
national public records arizona home sales
private financial investigator atlanta reviews
open criminal records jackson county missouri probate
perform a background check verizon wireless employees
how can i get my own background check yourself company public records jail texas txt record lookup tool .
monroe county public records online hays county deed records search my court records hillsborough county .
arizona property tax records pima county what do an education background check show fbi fingerprints how to get your work history online paste .
doc department of corrections richmond va get background check law in texas 7 year how to find an address free your computer server .
supreme court docket nl information about person jupiter planet wikipedia social security obituaries benefits statement .
divorce ca orange county sheriff blotter pay scale address public records virginia beach what is precheck airport qsf .
background check price kansas city police info on someone cats in heat free credit check for landlords home in memphis tn .
real estate check vancouver bc rentals agents check person background in florida lawyer civil court claims nyc king county clerk hours .
how to get a police check in nsw what is shown on a background check job entail oc jail inmates alabama .
how long does it take to get federal background check results free arrest records wyoming graham county az marriage records .
no credit check apartments in seattle wa what do employers see in a background check gun dealers use background check address history medical .
how much do insurance investigators ea free online background check reviews how to find a personal trainer near me .
- - , .
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 18:27